تبليغاتX
" دست نوشته ها "

تصور می کنم این جمله از ویکتور هوگو باشد که می گوید قانون اساسی را بوجود می آورند تا به آن تجاوز کنند. در جریان حوادث اخیر کشورمان، لحن بیان برخی آقایان در ضرورت اجرای قانون بحدی مضحک است که نمی توان آن را جدی گرفت. من قصد داشتم بخشی از این اظهارات را بعنوان نمونه در این پست بیاورم. " برخورد با بیرحمی"، " برخورد با قاطعیت" و " برخورد با شدت" واژه هایی هستند که مورد استفاده برخی آقایان قرار گرفته اند. آنها بجای اینکه از عبارت ساده " برخورد بر اساس قانون " استفاده کنند گویی احساس کردند که این عبارت نمی تواند بیان کننده خشم کلامشان باشد به همین دلیل ترجیح دادند واژه های خشن را بکار بگیرند. لحن کلام بیانگر میزان صداقت و صیقل خوردگی روح است. ما بعنوان عوام از میان قانون نوشته شده و اظهارات عقده گشا کدام را باید داور رسیدگی به تخلفات بدانیم. این همه کتب قانون و نیز ثمره سالها کار قوه مقننه برای این است که وقتی نظم و آرامش جامعه - به هر دلیلی - از مسیر اصلی منحرف می شود کسی خارج ازچارچوب اظهار نظر نکند.یکی می پرسید این سخنان احساسی با چاشنی قانون، مدیریت بحران است یا بحران مدیریت؟ ما برای ساخت جامعه ای که در آن هر کس سر جای خود باشد و هر کس به اندازه صلاحیت، حیطه و اختیاراتش سخن بگوید باید فرهنگ سازی کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/10ساعت 2:32  توسط مهر  | 

ما در جهان سیاست دیده ایم و خوانده ایم که برخی مواقع به دلیل حادثه ای اعم از سقوط یک هواپیما، برخورد دو قطار، سیل و زلزله و حوادث دیگر که نتیجه مشترک همه آنها از دست رفتن جان انسانهاست روسای کشورها سفرهای خارجی و یا داخلی و یا روزهای تعطیلی و استراحت و مرخصی خود را نیمه تمام رها می کنند و به پایتخت برمی گردند. این برگشت معنایش این نیست که اگر رییس کشور حضور نداشته باشد کاری از پیش نمی رود بلکه دلیلش اهمیتی است که آنها برای جان شهروندان خویش قائل هستند. بعد از انتخابات ریاست جمهوری و اتفاقات تلخی که در کشورمان افتاد که تلخ ترین آنها ضرب و جرح و کشته شدن تعدادی از شهروندان ایرانی بود یکی از نکاتی که مرا به حیرت واداشته سکوت آقای رییس جمهور نسبت به این اتفاقات یعنی کشته و زخمی شدن شهروندانی است که در این آب و خاک نفس می کشند و فراتر از آن درست در همان روز تلخ تهران ایشان به روسیه سفر می کنند. من از کسی سخن می گویم که در حال حاضر رییس جمهور است. اینکه ایشان قرار است چهار سال دیگر نیز رییس اجرایی کشور باشند موضوع بحث من نیست. من مانده ام که اگر آقای رییس جمهور منابع خبری دولت را قبول دارند که این کشته شدگان قربانی بازی کثیف خارجیها و یا عناصر داخلی ضد انقلاب شده اند و نیروی انتظامی فقط مدارا کرده است پس معنای این سکوت و حتی عدم اظهار تأسف از این اتفاقات چیست؟حتی اگر در این اتفاقات نیروی انتظامی نقش داشته و یا از نگاه دیگرعناصری از نیروی انتظامی در این جریان آسیب دیده و یا کشته شده اند باز هم سکوت آقای رییس جمهور توجیه ناپذیر است برای اینکه ایشان نماینده مردم هستند. مگر ایشان نمی گفتند من نوکر مردم هستم پس این چه نوکری است که در مرگ ولی نعمت خود سکوت پیشه کرده اما از نقش آفرینی در مدیریت تحولات جهانی سخن می گوید. پس از اشغال عراق و با توجه به نقش و مشارکت آمریکا و انگلیس در اشغال این کشور، نخبگان انگلیسی در میان موضوعات مورد بحث خود به این نکته پرداخته بودند که خون اروپایی گرانتر است یا خون آمریکایی. یعنی آنها در میان آنهمه فلاکت مردم عراق به این موضوع توجه داشتند. اما ما با این نوع نگاه کجای این جهان را می خواهیم مدیریت کنیم. نمی دانم.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/05ساعت 2:4  توسط مهر  | 

ما شنیده بودیم که سیاست کوچه ای پر پیچ و خم است که برای گذر از هر پیچ آن باید تدبیر داشت و اگر کسی راه را آشنا نباشد به بیراهه می رود. این را هم شنیده بودیم که اخلاق در سیاست جایی ندارد و آنچه که در حکومت باید باشد اقتدار است اما نه اقتدار اخلاقی که این نوع اقتدار دست و پای برخی حاکمان را می بندد. اما به این نیز توجه داشتیم که ما معلمان خوبی بنام پیامبر(ص) و علی (ع) داریم.

مناظرات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ثابت کرد که بازخورد رفتار سیاسی جامعه ما نیاز به تجربه و هدایت این رفتار در مسیر صحیح خود دارد. آنچه که از دل مناظره ها بیرون آمد موجهای کاذبی بود که می توان از آن بعنوان انحراف در مبارزه انتخاباتی و یا ورود حاشیه ها به متن مبارزه یاد کرد. آقای احمدی نژاد در اتوبان این مبارزه جاده ای انحرافی باز کرد و بمنظور جلب افکار عمومی تلاش کرد مسیر مبارزه را عوض کند که تا حدودی در این راه موفق شد. اما نتیجه آن منفی است. البته نه در سرنوشت این انتخابات که اصولا بحث آموزش و سامان دهی رفتار سیاسی مردم و توجه به عوامل اخلاقی در این رفتار مهم است. صرفنظر از نتیجه این انتخابات متأسفانه در این دوره قواعد و چارچوبهایی که ما بدان معتقد بودیم سست شد. به همین دلیل است که از دل مناظرات آقای احمدی نژاد موضوعاتی بیرون آمد که نه به رقبای ایشان مربوط می شد و نه در کل مجموعه مدیریت کلان کشور تأثیرگذار بود. به بیان دیگر اگر آقای احمدی نژاد واقعا فقط برای قطع دست دزدان بیت المال به این مبارزه وارد شده بگونه ای که در اکثر سخنرانیهای خودشان به انواع گوناگون آن را بیان کردند پس ما ظاهرا بدنبال انتخاب رییس جمهور نیستیم بلکه بقول تابلو نوشته های حامیان ایشان بدنبال دزدگیر هستیم اما همه می دانند که جایگاه رییس جمهور فراتر از آن و اصولا وظایف رییس جمهور متفاوت از آن است. محمد ده ساله من که امسال کلاس پنجم می رود و برخی مناظرات را تماشا می کرد می پرسید مگر مناظره بین آقای احمدی نژاد و موسوی نیست؟ گفتم هست. گفت مگر آقای موسوی دزد است. گفتم نیست. پرسید پس این دعوا بین چه کسانی است؟ گفتم نمی دانم.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/21ساعت 9:46  توسط مهر  | 

چندی پیش نوشته بودم که رئیس جمهور باید انسانی با وقار، متین و مودب باشد. اینها صفات خوبی است که همه آنها را دوست دارند. در حوزه سیاست و به دلیل جایگاه رییس جمهور این امر از ضروریات شخصیت این مقام است. هر کسی نمی تواند بر اعصابش،زبانش و نفسش مسلط باشد بدنبال کاری برود که فقط به خودش پاسخگو باشد. ما اگر می خواستیم رییس جمهوری داشته باشیم که با وجود دستگاه عظیم قضایی بجای قاضی بر مسند قضاوت و صدور حکم بنشیند و مثل آب خوردن آبرو ببرد که دیگران نیز می توانستند وارد این معرکه شوند.برای هر مقام و منصب ادبیاتی وجود دارد و تا آنجایی که من می دانم ادبیات کوچه بازاری و کافه بهم ریختن متعلق به مقام ریاست جمهوری نیست. مردم ما از این فرهنگ زشت بیزارند. فرهنگی که در آن روزی حریم خصوصی انسانها در قالب سی دی سر چهار راهها فروخته شود و روزی دیگر بنوعی دیگر از رسانه ملی و یا شب نامه پخش شود. فرهنگی که در آن هیچکس احساس امنیت اخلاقی و روحی نکند. فرهنگی که مثل خوره به جان این جامعه افتاده و همه فکر می کنند سایه ای مرتب در تعقیب آنهاست. متأسفانه خیلی ها عامل رشد چنین فرهنگی شدند. مشخص نیست برخی مذهبیون بر اساس کدام آموزه های دینی مبلغ چنین فرهنگی می شوند. برخی آقایان متوجه باشند که در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری علاوه بر پاسخ به مردم باید به خدا نیز پاسخگو باشند. سختی این دو کار این است که هر دو حق الناس هستند.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/16ساعت 11:4  توسط مهر  | 

من موفق نشدم تمام برنامه سخنرانی سی دقیقه ای مهندس موسوی و آقای کروبی را نگاه کنم. اما در آن چند دقیقه ای که دیدم به مشاوران این دو نمره خوبی ندادم. بزرگترین ایراد سخنان این دو نامزد انتخابات این بود که سخنانشان را مکتوب نکرده و نخواندند. اگر چه توقع این است که رییس جمهور از قدرت و فصاحت کلام برخوردار باشد اما ما قرار نیست به سخنران رأی بدهیم و اینگونه هم نیست که اگر کسی سخنران خوبی نبود لزوما رییس جمهور خوبی هم نیست. اما خواندن نطق نیز هنر است که با کمال تأسف مشاوران مهندس موسوی و کروبی ظاهرا خودشان از این هنر محروم بودند و آنها را نیز محروم کردند. این بدیهی ترین و ابتدایی ترین توقع از تیم مشاوران است که برای کسی که بعنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سخن می گوید متن سخنرانی بنویسند کاری که در بسیاری از کشورها مرسوم است اما این فرهنگ متأسفانه هنوز هم در کشور ما جا نیفتاده است. رئیس جمهور حتی در موقع سخن گفتن باید ذهنش آزاد باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/03ساعت 23:20  توسط مهر  |