تبليغاتX
" دست نوشته ها "

این روزها خیلی از مسئولان صحبت از جوانگرایی می کنند. گویی قرار است بخشی یا خیلی از مدیران پا به سن گذاشته جایشان را به جوانترها بدهند. البته این بحث جوانگرایی در ورزش همیشه مطرح بوده و تیم ملی فوتبال هم برای بازی با ژاپن قرار است از جوانهای بی نام و نشان استفاده کند. حال چند گل می زند و یا چند گل می خورد مهم نیست برای اینکه تاثیری در نتیجه نهایی ندارد. کاش مابه التفاوت اعتبار جوانهایی که تاکنون بخاطر انسداد مدیریت در همه عرصه ها گوشه نشین بودند جبران می شد. خدا کند اولا همین آقایان و شاید هم خانمها که قرار است بیایند چهره های گریم شده نباشند که قبلا سر کار بوده اند و دوم اینکه بر همین سلوک بمانند. نه اینکه همیشه جوان بمانند بلکه با این منش بمانند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/28ساعت 10:40  توسط مهر  | 

امروز روز بزرگی است. روز قبول قطعنامه ۵۹۸  توسط جمهوری اسلامی ایران. روزی که امام تمام آبروی خود را با خدا معامله کرد و با شجاعت اعلام کرد که از هر آنچه گفته گذشته است.اما این را هم گفت که اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد. ما درسهای بزرگی از این هشت سال سخت فرا گرفتیم. روزهایی که در یک جنگ که هم تحمیلی بود و هم نابرابر، لشکری از شمر شمشیرمان زدند و جام زهر فرجام کار شد. چیز عجیبی است. ائمه و پیامبران خدا همه بنوعی یا با شمشیر و یا با جام زهر کشته شدند و ما که در کنار احساسات و عواطفمان، از سر بصیرت نیز امام را مرادمان می دانستیم بر این باوریم که آن صخره ستبر تاریخ جهان هم همان مسیر را طی کردند. ما در این جنگ افق دور دست را می نگریستیم که شاید در مقابل این لشکر جرار کسی به فریادمان برسد اما هر که را در این دهکده جهانی دیدیم آب به آسیاب این لشکر می ریخت. به نظر اینجانب در آن پیام دو نکته مهمتر از سایر موارد است. امام در طول هشت سال دفاع مقدس همیشه از ضرورت حضور در جبهه ها سخن می گفتند. اما درست در همین پیام با ذکر این مقدمه غیر مستقیم که " بنیه دفاعی کشور باید در بهترین وضعیت باشد" از جهاد علمی سخن به میان می آورند. ما تصور نکنیم که شرایط اخلاقی جهان تفاوت کرده است. برای اینکه نگاه کشورها به تامین منافع و امنیت ملی آنها، نگاهی از زاویه قدرت است و نه اخلاق. برخی از کشورها نه در جنگ عدالت را رعایت کردند و نه در صلح بدان معتقدند و ما این را با تمام وجود در جنگ احساس کردیم. ما کاری را بکنیم که امام فرمودند. این به صلاح ما و فرزندانمان است.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/04/27ساعت 10:46  توسط مهر  | 

" جنگ بود و جنگ داوری نبود "

فرهنگ دفاع مقدس بدون توجه به وحدت ملی معنا نمی یابد. برای رسیدن به این مفهوم ما باید نقاط اشتراک عقاید مختلف را تعیین و تمام اراده ها را بدان سمت جلب کنیم. این نقطه اشتراک هرچیزی می تواند باشد مهم این است که به به نهادینه کردن سازمان سیاسی و رشد فرهنگ سیاسی جامعه کمک کند. دفاع مقدس از چنین قوتی برخوردار است. مردم ما با دو پرچم ملی و مذهبی از کشور دفاع کردند. ضرورت انسجام در مقابل دشمن خارجی امر پذیرفته شده ای است که محور حرکت تمام مردم شده بود اما تصویری که پس از دوران دفاع مقدس ظهور کرده بیانگر شدت برخی صف بندیهای سیاسی در داخل است. اگر چه این طبیعت یک جامعه سیاسی است اما چنانچه این صف بندیها در چرخه ای منطقی قرار نگیرند این نگرانی وجود دارد که جامعه ما از آن فضای دوران دفاع مقدس فاصله بگیرد. اینکه هر نظام حکومتی و یا حزب حاکم دارای عناصر موافق و مخالف است امر پذیرفته شده ای است اما همان نظام حاکم لازم است حدود و ملاکهای " هست " و " نیست" دیگران را مشخص کند. در شماره دیروز ملاک مورد نظر امام مبنی بر اینکه چه کسانی " خودی " هستند ذکر شد. اما ملاکهای دیگر : در پایان جنگ جمل شخصی نزد حضرت علی آمد و عرض کرد یا امیرالمومنین کاش برادرم اینجا بود و این پیروزی را درک می کرد. حضرت می پرسند آیا برادرت دلش با ما بود؟ می گوید بله و حضرت می فرمایند پس او هم با ماست و فراتر از آن می فرمایند حتی نسلهای آینده اینها هم بیمه هستند. نمونه دیگر: جابر بر سر قبر امام حسین عرض می کند یا حسین من در کار شما شریکم. همراه جابر می پرسد چگونه؟ جابر می گوید من خودم از رسول خدا (ص) شنیدم که هر کس عمل قومش را دوست بدارد در کار آنان شریک است و من کار حسین را دوست می دارم. بنابراین تصویری که ما از خود در جهان خارج به نمایش می گذاریم بیانگر نوع تعامل بین حکومت و مردم است. ما باید اهرمهای وحدت را قویتر کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/04/26ساعت 7:53  توسط مهر  | 

" بهتر از شما برادری نبود " 

تا روز 27 تیر یعنی روز قبول قطعنامه 598 نه از جنگ که از دفاع مقدس می نویسم.شاید بحث مشارکت مردم در جنگ و مرور روزشمار تاریخ جنگ و نوع حضور مردم در مرزها و جبهه ها از ضروریات جامعه امروز ما باشد. یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. روزی عراق تا دندان مسلح با تصورات غلط دچار اشتباهات استراتژیکی شد و به کشورمان حمله کرد. آن روزها آبادان و خرمشهر سنبل مقاومت بودند. اگر چه امروز نام برخی از قهرمانان دفاع آن روزها بخاطر کج سلیقگیهای سیاسی بعضی از تاریخ جنگ حذف شده است اما من امروز بنام خودم و از طرف خودم بدون ذکر نامشان، یادشان و خاطرشان را گرامی می دارم. آن روز هیچکس برای مشارکت مردم در دفاع از این آب و خاک دعوتنامه ننوشت. خود مردم با هر وسیله ای که به کار دفاع می آمد روانه مرزها شدند. اما بحث مشارکت مردم و نیاز به مردم فقط مختص روزهای جنگ نیست. این مردم در زمان صلح هم باید در امور کشور مشارکت کنند. اما ایجاد زمینه های فرصت برابر برای ایفای این نقش برای تمام تفکراتی که آن روزها با تفکر امام همراه بودند از ملزومات این مهم است. دایره مردم در زمان صلح محدود به قشر خاصی نیست. امام رحمه الله علیه در پیام قطعنامه خویش فرمودند" نه تنها کسانی که تا مقام شهادت و جانبازی و حضور در جبهه پیش رفته اند بلکه آنهایی که در پشت جبهه با نگاه محبت بار و دعای خیر خود جبهه را تقویت نموده اند از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنها بهره برده اند. " دایره نگاه امام به مردم و نقش آنها به وسعت تمامی این کره خاکی است. هرچه این دایره به وسعت نگاه امام باقی بماند مرزهای "مشروعیت" به همان گستردگی باقی خواهد ماند.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/04/25ساعت 12:52  توسط مهر  | 

دیشب با دوستی از سیاست گفتیم و عصر ارتباطات و این موضوع مطرح شد که توسعه ارتباطات و بخصوص شبکه جهانی اینترنت باعث گردیده گردش اخبار شتاب بیشتری بخود بگیرد و تمام افراد هم بتوانند به نحوی در رشته های مورد نظر خودشان اظهار نظر کنند. "سیاست" شاید جذابترین عرصه ای باشد که همه علاقمندند در آن وارد شوند. بحث ما با این دوست ادامه یافت تا به موضوع وبلاگ رسیدیم. پرسید وبلاگ چه نقشی دارد. گفتم من تخصصی در این زمینه ندارم اما خودمانی می گویم که وبلاگ فرصتی است که افراد تا دلشان بخواهد می توانند بصورت مفت یعنی رایگان حرف بزنند، بنویسند و فریاد بزنند. پرسید شما هم وبلاگ دارید گفتم بله. کمی صحبت به درازا کشیده شد. آخر سر پرسید به من آدرس می دهی گفتم آدرس چه چیزی را گفت همان جایی که هر چه دلتان می خواهد حرف مفت می زنید. خودتان تصور کنید من چه حالی پیدا کردم. اشتباه نکنید. من فقط خندیدم.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/04/25ساعت 12:9  توسط مهر  | 

مطالب قدیمی‌تر