تبليغاتX
" دست نوشته ها "

دیروز از روزهای پرکار مجلس محترم بود. برخی از نمایندگان در مخالفت یا موافقت با برخی وزرای یشنهادی چه خطابه هایی ایراد کردند. چند تن از موافقان سخنان خود را اینگونه آغاز کردند. " و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا ..." و " ردوا اماناتهم الی اهلها ". یادم می آید اوایل انقلاب در برخی راهپیماییها و اجتماعات و بخصوص پس از پیروزی انقلاب بحث مستضعفان و وراثت و رهبری آنها بر زمین بحث داغی بود. برخی هم در مساجد داستان حضرت ابراهیم در جنگ با نمرودیان را به صورت تئاتر به مردم نشان می دادند و در آخر نمایش که حضرت ابراهیم پیروز می شد این بانگ طنین انداز می شد که " و نرید ان نمن ..." دیروز دوباره این بانگ در مجلس طنین انداز شد. شخصی می گفت سال ۶۰ رفتم جایی مهمانی. صاحبخانه که آدم پولدار و متمولی بود و دید من نماز می خوانم و اهل دین و دیانت هستم گفت می توانی یک حدیث از ائمه دین برایم بخوانی. این شخص گفت من هم این حدیث را خواندم. هیچ کاخی بنا نمی شود مگر اینکه کوخی در کنار آن باشد. گفت دیدم چهره صاحبخانه تو هم رفت. حالا حکایت دیروز برخی آقایان بود. دیروز من هر چه دور و بر خودم را نگاه کردم هیچ اثری از استکبار و نمرود و نااهلان در نظام اسلامی ندیدم. دیدم یک مجلسی در چارچوب یک نظام جمهوری اسلامی که برخواسته از رای مردم است دارد کار قانونی خودشان را می کند. این آیه چه ارتباطی به بحث بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دارد من نمی دانم. آنوقت امام سجاد را در نظر بگیرید. در اوج حاکمیت یزید ، دعای مرزداران را می خواند. بقیه قصه با شما.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/05/31ساعت 8:44  توسط مهر  | 

تا بوده بوده مردم ایران به سبک منطقه و محل زندگیشان و بر اساس شرایط جغرافیایی خود لباس پوشیده اند. هیچکس هم برایشان تعیین نکرده بود که چه بپوشند و چه نپوشند. لرها، کردها، بلوچها، ترکمنها و سایر اقوام لباس خاص خودشان را داشتند. امروز هنوز هم همان است که بود. اما در شهرها بخصوص شهرهای بزرگ، رخت و لباس مردم کمی فرق کرده و این تغییر هم خودش یک متغییر وابسته است نه مستقل یعنی این نوع لباس پوشیدن هم حاصل مسائل دیگری است. یکی دو روز پیش در خبرها آمده بود که مجلس محترم بدنبال طرح لباس است. من خیلی متوجه نشدم که یعنی چه ؟ اگر قرار است دستور العمل و مصوبه و بخشنامه تعیین کننده نوع  لباس مردم چه مرد و چه زن باشد این به هیچوجه نمی تواند ایجاد کننده مصونیت و پاسبانی شهروندان از کرامت خود باشد. اگر معتقدان به تفکر جداسازی فضای پارکها برای خانمها و آقایان، کلاسهای دانشگاهها و ازاین قسم نمونه و تجربه مثبتی دارند اعلام کنند. راست حسینی آمار بدهند تا همه قضاوت کنند. مردم را نسبت به آنچه که بدان بی توجهند و اصولا در مخیله آنها جایی ندارد حریص نکنید. باور کنید مردم ما نجیب ترین مردم دنیا هستند و این بواسطه غنای فرهنگ اصیل اسلامی و ادبی کشور ماست. باورهای مذهبی مردم خیلی قوی تر از َآن است که برخی فکر می کنند. آنهایی که دست اندکار کشف جرائم در کشور هستند آسیب شناسی کنند ببینند چه عواملی در ارتکاب جرم در کشور ما نقش داشته و باورهای مذهبی تا چه میزان نقش بازدارنده داشته اند. آقایان بجای حصارکشی و طراحی مد لباس و قانونی کردن آن راههای تقویت باورهای دینی مردم را جستجو کنند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/05/30ساعت 9:23  توسط مهر  | 

 

سونامی که خسارات زیادی را بر برخی کشورهای جنوب شرق آسیا تحمیل کرد از حوادث تلخ قرن بود. چند سال طول می کشد تا خسارات آن جبران شود خدا می داند. من که هر وقت اسم سونامی را می شنوم آنقدر شرطی شده ام که نزدیک شیر آب هم نمی روم. برخی واژه سونامی را در باره انتخاب جناب آقای احمدی نژاد بکار بردند. البته این عده از پس لرزه های آن کمتر گفتند و نوشتند. واقعیت این است که زلزله ها نه بی مقدمه و یکباره می آیند و نه اینکه با همان لرزه اول کارشان تمام می شود. من که از پس لرزه ها بیشتر از خود زلزله می ترسم. درست مثل برخی آدمها که از شب اول قبر بیشتر از جهنم می ترسند. چون موج اول که می آید همه بی خبرند و هر کس سر در کار خویش دارد اما اضطراب از آمدن موجهای بعدی وحشتناک است. گذشته از این، اصلا زلزله خرابی به بار می آورد و کاربرد آن برای دولت جدید درست نیست. برای اینکه مردم به سازندگی رای دادند نه به زلزله. اما از نظر همان عده شاید این کابینه پس لرزه های همان سونامی انتخابات باشد. هر کس فکر می کند سکه قدرت را بنام کسی دائم می زنند خواب دیده خیر باشد. بازیگران در همه عرصه ها بخصوص در عرصه سیاست و قدرت و بخصوص در مردمسالاری همیشه در حال تغییر هستند. آنهایی که در امر مملکت داری نوبت بدانها رسیده انتقال قدرت را فقط از این زاویه و منظر ببینند و چون این بازی قواعد خاص خودش را دارد آنها هم فقط برای چهار سال خانه بسازند نه بیشتر. بنابراین سونامی و زلزله ای در کار نبوده و نیست. شاید معنای لغوی " تلک الایام نداولها " همین باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/05/29ساعت 18:0  توسط مهر  | 

امروز روز خوبی است. روزی که مسلمانان به کسی فخر می کنند که همه انسانها با هر مرام و مسلکی می توانند آرمان و آرزوی خود را در وی جستجو کنند. روز تولد علی (ع) است. من قصد بر زیاده نویسی ندارم اما امروز را کمی حوصله کنید. شاید همه از تولد حضرت بخوانند اما من دیدم شایسته است بخشی از آخرین خطبه حضرت را اینجا بیاورم. شما مطمئن باشید اگر هیچکس هم این را نخواند من خودم می خوانم. خطبه سنگینی است خطبه ۱۸۱ نهج البلاغه ای که جا دارد رسانه ملی در کنار تبلیغ انواع و اقسام لوازم لوکسی که ما بخواب هم نمی بینیم کمی هم به آن وقت بدهد. عجیب است از بس پخش تبلیغات از سیمای ج.ا.ا زیاد شده که من برخی مواقع احساس می کنم برنامه های اصلی بین آگهی ها پخش می شوند.

" ... اى بندگان خدا، شما را به ترس از خدا سفارش مى كنم . خداوندى كه بر شما جامه پوشيد و وجه معاش شما بفراوانى مهيا داشت . اگر كسى مى توانست جاويد زيستن را راهى جويد يا دفع مرگ را وسيله اى انديشد، كسى جز سليمان بن داوود (ع ) نبود. آنكه خداوند پادشاهى جن و انس با پيامبرى و منزلت و مقام رفيع را مسخر او ساخته بود. چون روزى خود بتمامى بخورد و پيمانه عمرش لبريز گرديد، كمانهاى فنا تيرهاى مرگ را به سوى او رها كردند، آن سراها تهى شد و آن كاخها خالى افتاد و آن مرده ريگ نصيب قوم ديگر گرديد. هر آينه مايه هاى عبرت در قرنهاى پيشين ، فراوان است كجايند عمالقه و فرزندان عمالقه ؟ كجايند فراعنه و فرزندان فراعنه ؟ صاحبان شهرهاى ((رسّ)) كجا رفتند؟ آنان كه پيامبران را مى كشتند و چراغ سنتهاى پيامبران را خاموش ‍ مى كردند و سنّتهاى جباران را زنده مى ساختند.
كجايند آنان كه لشكرها روانه مى داشتند و هزاران تن را منهزم مى ساختند، آنها كه لشكرگاهها ساختند و شهرها پى افكندند؟
... اى مردم ، براى شما اندرزهايى آوردم كه پيامبران به امتهاى خود ارزانى دارند. سخنانى گفتم كه اوصياى پيامبران به جانشينان خود گويند. به تازيانه ام ادبتان كردم ، و به راه راست نيامديد، به اندرزها هشدار دادم ، مجتمع نشديد.
شما را به خدا، آيا امامى جز مرا توقع داريد كه با شما راه پيمايد و راه بنمايد؟
آگاه باشيد، كه آنچه از دنيا روى آورده بود، پشت كرد و آنچه پشت كرده بود روى آورد. بندگان نيك خدا، عزم رحيل كردند. متاع اندك ناپايدار اين جهان را به نعمت فراوان و پايان ناپذير آخرت فروختند. برادران ما كه خونشان در صفين ريخته شد، اگر امروز زنده نيستند، زيان نكرده اند تا اندوهگين شوند و شرنگ تيره گون جفاى دشمن را بياشامند. به خدا سوگند با خدا ديدار كردند و خدا مزدهايشان را بتمامى بداد و پس از ترسان بودن به سراى امانشان درآورد. كجايند برادران من كه قدم در راه نهادند و همراه حق درگذشتند؟ عمار بن ياسر كجاست ؟ ابن تيّهان كجاست ؟ ذوالشهادتين كجاست ؟ كجايند همانندان ايشان ، برادرانمان كه با هم مرگ پيمان بستند و سرهايشان به سوى بزهكاران فرستاده شد."

+ نوشته شده در  جمعه 1384/05/28ساعت 0:43  توسط مهر  | 

 

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود

بنده من شو و برخور زهمه سیم تنان

کمتر ازذره نئی پست مشو مهر بورز

تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

... پیر پیمانه کش ما که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دامن بدوست بدست آر و زدشمن بگسل

مرد یزدان شو فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله سحر می گفتم

که شهیدان که اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من تو محرم این راز نه ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

سالگرد ورود آزادگان به میهن همیشه مرا یاد دوستی می اندازد که حکایت زندگیش بسیارغم انگیز است. در والفجر مقدماتی در منطقه پاسگاه وهب عراق به اسارت درآمد. در اسارت برای روحیه بخشیدن به دوستانش از هیچ کوششی دریغ نکرد. وقتی برگشت بر شانه های مردم از او استقبال فراموش ناشدنی کردند. دو سه سال بعد بر تخت روان دستها بردند و در کنار مزار شهدا جایش دادند. عزیز عباسی ماهها با بیماری سرطان جنگید ولی عاقبت تسلیم شد. روزی که بر تخت بیمارستان بود برایش تفالی به حافظ زدم شعر بالا آمد وقتی به مصرع " با صبا در چمن لاله ...." رسیدم گل از گلش شکفت و لبخندی زد. السلام علیک یوم ولد و یوم یموت و یوم یبحث حیا. سالروز ورود آزادگان مبارک.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/05/27ساعت 8:29  توسط مهر  | 

مطالب قدیمی‌تر