تبليغاتX
" دست نوشته ها "

شبهای قدر از راه رسیدند. شبهای نماز و نیایش . شبهای ذکر و مناجات. شبهای خلوت با خدا. شبهایی که آدمها در کمال سادگی در برابر قاضی حاجات می نشینند و جوشن کبیر می خوانند. الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب.  مناجات مسجد کوفه و راز و نیاز علی (ع) با رب ودود نیز پر است از معرفت و شعور به خالق و اعتراف به همه خوبیها و عظمت خدا. مولای یا مولای ... . اما شبهای قدر مگر همین چند شب است. برخی عرفا تمام شبهای سال را به عبادت پرداخته اند تا در  یکی از آن شبهای سال، شب قدر را درک کرده باشند. از شب عاشورا نیز بعنوان احتمال شب قدر نیز نام برده اند. من از رابطه شب قدر با شهادت امام علی (ع) و شب قدر با شب عاشورا به دو نکته می رسم. اول: برای قرب به خدا باید میان بر زد. دوم: شب قدر، شب قرب بنده به خداست. شاید هر بنده ای برای خودش شب قدری داشته باشد. ممکن است رابطه بین یک بنده و خدا بسته به تاریخ و فلان ماه و فلان شب نباشد. شاید هم شبهای معروف ماه مبارک شب قدر باشند. اصلا چه فرقی می کند. ما اگر بخواهیم کمی با خدا رفیق شویم همیشه می توانیم. این شبها بیشتر.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 12:12  توسط مهر  | 

این چرخش پیام شبهای برره هم چیز عجیبی است. برخی پیش بینی می کردند که این سریال طنز به خاطر گله برخی شهروندان با لهجه های مختلف تعطیل شود اما اگر سه چهار قسمت اخیر این سریال را نگاه کرده باشید متوجه می شوید  که سمت و سوی این سریال دارد به سمت طرح مسائل سیاسی و استفاده از واژه های قلنبه سلنبه مثل " دفاع از مام میهن"، "جنگ با دشمن فرضی" و " بنیان خانواده" و ... می رود. بیچاره مدیری که مجبور است در این سریال آدم دیگری شود. درست مثل همان قسمت از سریال ظاهرا نقطه چین بود که قصه تحصن و روزه سیاسی  نمایندگان مجلس ششم را به طنز کشیده بود ولی یواشکی ساندویچ می خوردند. البته من بعنوان یک شهروند طرفدار این طنزم. می خواهم بگویم که ظاهرا سیما یعنی تلویزیون از این سریال حق و حساب و کمیسیون می گیرد. البته به هیچوجه منظورم پول نیست بلکه سوژه فیلم است والا چه شد که شیر فرهاد پایین برره و نظام دوو برره بالا برره یکهو چوقا را کنار گذاشتند و لباس رزم تن کردند و در جنگ با دشمن فرضی غافلگیر شدند و شکست خوردند. همین جمله مرا یاد طنز دیگری انداخت . شخصی با خودش کشتی گرفت و دوم شد. والسلام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/28ساعت 22:12  توسط مهر  | 

برای چندمین بار از محاکمه صدام می نویسم. امروز روز محاکمه کسی است که تربیت شد تا صلح در منطقه را نابود کند. وقتی تصویر این موجود را در تلویزیون یا در روزنامه می بینم ناخودآگاه می گویم اللهم نشکو الیک فقد نبینا و کثره عدونا و قله عددنا و شده فتن بنا... . صدام را به هر جرمی می خواهند محاکمه بکنند برای ما تفاوتی نمی کند برای اینکه ظاهرا این دادگاه برای اعمال ارتکابی صدام نیست بلکه برای کارهایی است که صدام نکرده است و گرنه بین حمله به ایران و تهاجم به کویت مگر چه تفاوتی بود که بابت خسارات جنگ، از پول نفت مردم نیازمند عراق بر می دارند و به کویت می دهند. حالا چرا تهاجم به ایران نباید جزو اتهامات صدام باشد معلوم است. اما هر کاری می خواهید با این موجود بکنید زودتر انجام دهید تا ما هم خیالمان راحت شود چون ما خیلی از جادو و جنبل سردر نمی آوریم. فقط خودمان را به این راضی می کنیم که اللهم اشغل الظالمین بالظالمین . اما دعا می کنم که آمریکاییها غذای فاسد و تاریخ مصرف گذشته به خورد مردم عراق ندهند. اگر روزی شنیدید که این جانور را ممکن است به قدرت برگردانند و یا شنیدید که ممکن است افرادی مثل طارق عزیز را عزیز بدارند تعجب نکنید. اینها از پیچیدگیهای دنیای سیاست است که ما باید بشناسیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/27ساعت 12:20  توسط مهر  | 

دیروز رفتم مدرسه سجاد. جلسه انجمن اولیا و مربیان بود. قرار بود چند نفر را انتخاب کنند برای هماهنگی با مدرسه و سامان بخشیدن به کار دانش آموزان. اما مدیر مدرسه چند بار تکرار کرد که نگران نباشید ما از شما کمک مالی نمی خواهیم. من همانجا یاد پیستون ماشینم افتادم که هنوز خرج دارد و یاد قرض و قوله های دیگر. اما در همین جلسه خانم دکتر روانشناسی آمد و صحبت کرد. انصافا مطالب خوبی گفت. من هم از آن دسته افراد هستم که اگر از یک سخنرانی خوشم نیاید و مجبور باشم بنشینم انگار روی سیم خاردار نشسته ام. اما این خانم دکتر خوب سخنرانی کرد. من چند جمله اش را می نویسم. " بانک روحی و عاطفی بچه ها یمان را باید پرکنیم. اگر این بانک خالی باشد بچه پرخاشگر وعصبی شده و نافرمانی می کند و دچار آسیبهای روحی می شود. اما راههای پرکردن این بانک: ۱- مهربان باشیم ۲- صداقت داشته باشیم ۳- صراحت داشته باشیم- ۴- وفادار باشیم۵ - قوی باشیم و حرفهایمان ضمانت اجرایی داشته باشد.۶ - اعتماد به نفس داشته باشیم و اشتباهاتمان را جبران کنیم. جمله قشنگی گفت و آن این بود که " افسردگی نوعی پرخاشگری به سمت درون است و پرخاشگری نوعی افسردگی به سمت بیرون است. " کتابی را هم معرفی کرد با عنوان" چگونه بر خود مسلط شویم ". انتشارات ققنوس ترجمه ساعد زمان." در این بحث عنوان نمود مردان بیشتر وقتشان را صرف صحبت از موبایل و ماشین و خانمها صرف مد لباس و آشپزی می کنند. ایشان می گفت بیایید کمی از این حرفها کم کنیم و به فکر پرکردن این بانک باشیم. آنگاه این خانم دکتر سئوالی را مطرح کرد که اگر یکساعت از عمرتان باقی مانده باشد شما چه کار می کنید؟ بعد به من اشاره کرد و گفت شما آقا. گفتم من؟ گفت بله شما چه کار می کنید؟ من هم در حالی که به پر کردن حساب بانکی سجاد فکر می کردم گفتم در این یکساعت می روم موبایل و ماشینم را می فروشم و پولش را به حساب سجاد واریز می کنم.!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/26ساعت 9:55  توسط مهر  | 

انفجارات اهواز نشان داد که تروریسم مشکل همه جوامع بشری است. فارغ از نژاد و رنگ و مذهب. اصولا تروریسم، مخل دموکراسی است و تروریستها بدنبال این هستند تا دولت را تسلیم خواسته های خود نمایند و مردم اولین قربانیان این نزاع غیر منطقی هستند. مردم در فضایی امن می توانند به آینده خویش امیدوار باشند و امنیت برای آنها، درست مانند نان واجب است و تأمین این امنیت وظیفه کسانی است که برای همین کار درس خوانده و آموزش دیده اند. نیروهای امنیتی باید روزنه ها و منفذهای آسیب پذیری را شناسایی کنند. بخصوص امنیت شهرهای مرزی که شرایط حساسی دارند. آنچه که در انفجارات اهواز به مردم مربوط می شود توقع ایجاد امنیت است. دستگیری عوامل این حرکات خشن نیز وظیفه مراجع مربوطه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/07/25ساعت 12:33  توسط مهر  | 

مطالب قدیمی‌تر