تبليغاتX
" دست نوشته ها "

یکی می گفت شنیدی که دارند یواشکی برای سفرهای خاتمی به خارج کم کاری می کنند. گفتم نه اما این را می دانم که دولتها اگر از تمامی توان خود به معنای عام - نه به معنای خودی و غیر خودی - استفاده نکنند ممکن است در برخی امور مربوط به سیاست خارجی با مشکل مواجه شوند. از منظر دیگر ما باید قدردان کسانی باشیم که برای این کشور زحمت کشیده و خدمت کرده اند. اصلا همین کارتر رئیس جمهور آمریکای جنایتکار با این سن و سالش هنوز هم سفر خارجی می رود تا کارهای حکومت آمریکا را یواشکی پیش ببرد کسی هم نمی گوید این دموکرات است یا جمهوریخواه. مهم هدف است. اتفاقا همین امروز صبح با یکی از دوستان راجع به بهره گیری از توان تمام نیروها صحبت می کردم. بی اختیار صحنه ای از فیلم آژانس شیشه ای یادم آمد. این فیلم یک صحنه ای دارد که حاج کاظم وعباس و یکی از افسران امنیتی با هم نماز جماعت می خوانند و رئیس آژانس مات و مبهوت می ماند و می گوید: " آقا شما چند گروه و دسته هستید ؟ شما همدیگر را قبول ندارید اما پشت سر هم نماز می خوانید." این صحنه خیلی حرفها می زند.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/30ساعت 15:36  توسط مهر  | 

۱- در شهر خمين ميدانی را بنام آدواردو آنیلی نامگذاری کرده اند. برای شناخت ایشان رجوع کنید به جناب آقای قدیری ابیانه. اما همین قدر بگویم که وی به عنوان تنها فرزند پسر جيوواني آنيلي مالك ۷ كارخانه اتومبيل‌سازي ايتاليا همچون فيات، فراري، لامبورگيني و آلفارومئو، مالك باشگاه ورزشي يوونتوس و صاحب بانك‌ها و شركت‌هاي بزرگي در ايتاليا بود كه درآمد سالانه اين خانواده به ۶۰ ميليارد دلار مي‌رسد. البته در ايران برخي اسم ايشان را به مهدي تغيير داده اند يعني مهدى آنیلی. روایت است که صهیونیستها وی را در ایتالیا بدلیل گرایش به مذهب شیعه شهید کرده اند.

۲- در شهر ما و در کوچه ما جوانی بود با پدری پیر و فرتوت و از کار افتاده که در زیریک سقف گلی زندگی می کردند. زمستان که می شد صدای چیک و چیک آب باران که از سقف می چکید آنها را از خواب بیدار می کرد. مادر این جوان سالها پیش فوت کرده و این پیرمرد تنها فرزندش را با مشقت بزرگ کرده بود. جنگ که شد جوان رفت به جنگ دیو و پیرمرد در کنج اتاق افتاده بود. کاروان که از جنگ برگشت بدون جوان بازگشت. حتی استخوانهایش نیز به پیرمرد نرسید. پیرمرد هم پس از آن غریبانه مرد. از آن جوان، دختری شش ماهه به یادگار ماند. امروز حتی یک کوچه بن بست نیز بنام این جوان نیست.

۳- ما با خودمان خیلی مشکل داریم. اگر کوچه ها یا میادین شهرمان بی نام هستند بنام این شهدا بکنید که تا قیام قیامت مدیونشان هستیم. ما با این اسم گذاریها چه پیامی را می خواهیم به ایتالیا بدهیم. همان پیام را بدون نامگذاری بدهیم. البته زنده نگهداشتن نام انسانهای بزرگی مثل سیمون بولیوار که می توانند باعث نزدیکی مردم چندین کشور با مردم ایران شوند کار زیبایی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/29ساعت 13:3  توسط مهر  | 

شنیدم کاناداییها دوباره بیکار شدند و بفکر محکومیت ایران در رابطه با نقض حقوق بشر افتاده اند. این هم از قصه های دامنه داری است که غربیها حاضر نیستند آخر قصه را بخوانند. بالا رفتیم ماست بود . پایین آمدیم دوغ بود...  . دیشب تا دیر وقت نشستم متن یکی از سخنرانیهای نوام چامسکی از تحلیلگران و منتقدان غرب را که مربوط به سه چهار سال پیش بود می خواندم. یک نفر از خود غربیها شناسنانه رفتاری کشورهای غربی را در این سخنرانی نشان داده است. توصیه می کنم حتما این متن را بخوانید. برای همین من امروز بیش از این چیزی نمی نویسم.

http://www.jonbesh-iran.com/Jonbesh/Site/Tahlilha/10036_fereidoun/fereidoun.html

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/28ساعت 15:3  توسط مهر  | 

حقیقتش را بخواهید امروز خواستم از چهره های ماندگار و معرفی سردارعلی فضلی بعنوان یکی از این چهره ها بنویسم اما گفتم برای نوشتن از ایثارگران دوران جنگ همیشه فرصت  هست. برای همین از نبرد فوتبال در اروپا می نویسم. دیشب که بازی ترکیه و سوئیس برای راهیابی یکی از این دو تیم به جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ آلمان را تماشا می کردم و در اخبار هم دیدم که ترکها در خیابانهای استانبول چه استقبال گرمی از این تیم سوئیس کردند با خودم گفتم که تیم سوئیس یا باید این بازی را ببازد یا ترکها این تیم را به اسیری می برند. آخر بازی وقتی نتیجه کلی به نفع سوئیس تمام شد تیم سوئیس چنان به سمت رختکن هجوم برد که گویی در ورزشگاه استانبول آژیر حمله هوایی کشیده اند. کتک کاریهای بعد از بازی باعث شرم فوتبال اروپا شد و نشان داد که فوتبال اروپا هم چندان اخلاقمند نیست و اگر زور جریمه های فیفا بالای سر اینها نباشد معلوم نیست چه می شود. بازی جوانمردانه هم فقط برای تعارفات است و آنها طاقت باخت را ندارند. اما مشکل جای دیگری هم هست. ترکها دارند برای پیوستن به اتحادیه اروپا همه چیز را می بازند. جام جهانی که در مقابل بقیه باختها عددی نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/26ساعت 21:57  توسط مهر  | 

بدترین نوع مدیریت این است که وقتی مدیر جدیدی وارد کار شد اول از همه بخشی از انرژی خود را صرف تخریب وجهه مدیریت قبلی بکند. خدا رحمت کند دکتر رضوانی را. استاد تاریخ را می گویم. با آن خستکی فیزیکی سر کلاس می آمد. روزی از تاریخ دوران مشروطیت و دوران قاجار گفت و تحلیلش را به انقلاب و حوادث بعد از انقلاب کشاند. در حالی که به تفکر عمیقی فرو رفته بود رو کرد به دانشجویان و گفت بچه ها هیچگاه به بزرگان مملکت بد و بیراه نگویید حتی به قاجار. چه بسا اگر شما هم در راس امور بودید همینگونه عمل می کردید. می گفت مملکت داری کار خیلی مشکلی است. من هم به این معتقدم که نباید مدیران مملکت را تخریب کرد. امروز برخی آقایان در خصوص فرهنگ و هنر در کشور چنان از مدیریت قبلی انتقاد  می کنند که گویی مثلا آلن دلن و آرنولد و آنجلینا جولی - که چندی پیش از سوی سازمان ملل  بعنوان سفیر صلح به افغانستان و پاکستان رفت - هنرپیشگان فیلمهای ایرانی هستند. یا در حوزه نشر چه چیزی چاپ می شود که الان قرار است به ارزشهای اول انقلاب برگردیم. حتما سخن دکتر لاریجانی یعنی مروارید غلطان و آبنبات چوبی که یادتان هست. خدا کند الان که خود ایشان از نزدیک شاهد سختی و پیچیدگی کار هستند آب نبات و مروارید فراموششان نشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/25ساعت 13:12  توسط مهر  | 

مطالب قدیمی‌تر