تبليغاتX
" دست نوشته ها "

 چقدر زشت است که هنوز هم ما در جامعه، شاهد رفتارهای خلاف اخلاق هستیم. به هر میزان که این پدیده ها بصورت عریانتر در جامعه ظهور می کنند به همان میزان ارزشهای اخلاقی از جامعه می روند. هیچ جامعه ای توقع ندارد که همه اعضایش تمام قواعد اخلاقی را رعایت کنند که اگر اینگونه می شد بسیاری از مشکلات دیگر نیز حل می شد اما حداقل این توقع وجود دارد که آنهایی که برای خود التزامی به رعایت قواعد اخلاقی جامعه قائل نیستند به حریم جامعه تجاوز نکنند. دیروز می رفتیم برای سجاد لوازم التحریر بخریم. برای تربیت جسم و روانش کلی قلم و دفتر و پاک کن خریدیم. یک نفر مست که تا خرخره خورده بود و پشت فرمان نشسته بود خیابان را بند آورده بود. او اصلا مخش کار نمی کرد که بخواهد جای کلاچ و دنده را تشخیص دهد. آخرش هم تلو تلویی خورد و افتاد توی جوی آب که باز مردم اخلاقمند کمک کردند و بیرونش آوردند تا زمان هم او را از مستی بدر آورد. سجاد که با بهت به طرف نگاه می کرد پرسید چه شده؟ گفتم عقل از سرش پریده. از فردا در بازی کلاغ پر می توانی عقل این جانور را نیز اسم ببری.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/29ساعت 15:4  توسط مهر  | 

ما عادت کرده ایم که بهترین برنامه های تلویزیون را در شبهای جشن و شادی ببینیم. برای همین شب میلاد رسول اکرم ( ص ) دقایقی بر حسب عادت اکثر آقایان کنترل تلویزیون را در دست گرفتم و از این کانال به آن کانال. شبکه ۳ برنامه ای پخش کرد که باورتان نمی شود. پخش مراسم قرعه کشی موبایل یا تلفن همراه از تلویزیون خنده دار ترین برنامه ای بود که تا کنون دیده ام. رسانه ملی که بقول خودشان دقیقه ای دهها هزار تومان خرج پخش برنامه هایش می شود عادت کرده که یا وقت مردم را با تبلیغات مکرر بازرگانی بگیرد یا با این برنامه ها. خود بنده هم که برای تلفن همراه ثبت نام کرده بودم هیچ علاقه ای به دیدن این برنامه نداشتم. آنهایی هم که می خواستند اولویت خود را بدانند می توانستند از طریق سیستم تله تکست تلویزیون خود بخوانند و یا به روزنامه ها مراجعه کنند. اصولا مگر خود موضوع چه ارزشی دارد که یک شبکه حدود یکساعت از وقتش را به آن اختصاص بدهد. یکی می گفت ای بابا حالا مگه چی شده؟ گفتم هیچی. یاد آن طنز افتادم که در تصادف دو خودرو  یکی از راه گذشت و پرسید حال راننده چطوره ؟ به او گفتند چیزی نشده فقط سرش ترکیده و شکمش پاره شده. همین.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/01/28ساعت 13:22  توسط مهر  | 

فردا تولد فخر بشریت، پیامبر بزرگ رحمت حضرت محمد ( ص ) است. تمامی مکاتب الهی دارای رهبران بزرگی هستند که هدایتگر مردم و پیروانشان به سوی کمال بوده اند. حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی علیهم السلام و پیامبر اکرم ( ص ) با یک کلام واحد آمدند و آن وحدانیت خداوند و دعوت بندگان به پرستش خدای واحد بوده است. تولد هیچ بنده ای با بنده دیگر تفاوت نمی کند اما لحظه لحظه حیات و مرگ انسانهای بزرگ و تأثیر گذار و تاریخ ساز همیشه مروج و مبلغ همان فرهنگی بوده است که آنها برایش زندگی کرده اند. اگر پیروان همه این ادیان، رسم رهبران دینی خود را تبعیت می کردند جهان امروز شاهد اینهمه تبعیض و ظلم و بی عدالتی نمي بود. زاویه انحراف در سنت برجای مانده از این بزرگان همیشه از نزدیکترین تاریخ بعد از مرگ آنها و از سوی افرادی ایجاد شده که تاريخ زندگي سياسي و اجتماعي آنها را درك كرده اند. بدعت گذاري، وجه مشترك اقدام مخالفان اين پيامبران است. حتي خاتم پيامبران كه دين كامل اسلام را آورد از اين خطر مصون نمانده است. بگونه اي كه زاويه انحراف در اين دين باعث مشكلاتي در فهم آن شده است. جشن تولد اين انسان مبارك، جشن بعثت اين پيامبر بزرگ و روز غم انگيز مرگ آن حضرت فرصتي براي فهم بيشتر دين اسلام است. تولد حضرت محمد ( ص ) بر همه مسلمانان مبارك باد.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/01/26ساعت 14:46  توسط مهر  | 

 دیروز سجاد و حامد اصرار داشتند در بازی آنها شرکت کنم.وقتی وارد بازیشان شدم دیدم سجاد مسلسل دست گرفته و حامد کلت. گفتم من از بازی خشونت خوشم نمی آید اگر دوست دارید می توانیم قایم باشک بازی کنیم اما من ازشکل تفنگ هم فراریم. سجاد گفت خشونت کجا بود؟ گفتم پس اینهمه تفنگ برای چیست؟ گفت برای این است که طرف بفهمد ما هم دست خالی نیستیم تا از ما بترسد. گفتم اگر طرف دعوا هم از اینها یا بهتر از اینها داشته باشد شما نمی ترسید؟ سجاد نگاهی به حامد کرد و بعد رو به من کرد و گفت بابا ما کاری نداریم طرف ما چه دارد و چه ندارد مهم این است که ما چیزی دستمان باشد. بعد هم چون هر دو می دانیم این تفنگها اسباب بازی است برای همین همینجوری از هم می ترسیم. گفتم بچه ها من حاضرم تفنگهایتان را بگیرم و به شما لپ لپ بدهم. کاش نمی گفتم. چون مجبورم کردند بروم برایشان لپ لپ بخرم. لپ لپها را که گرفتند دوباره صدای تیراندازی مسلسل سجاد بلند شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/22ساعت 13:33  توسط مهر  | 

دیروزمطلبی از آقای محمدرضا تاجیک رئيس سابق مركز بررسى هاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى را مي خواندم. آسيب شناسي كوتاه اما عميقي از رفتار اصلاح طلبان را ارائه كرده بود. امروز نيز بر حسب اتفاق مقاله اي در مورد ديپلماسي عمومي توجهم را جلب كرد كه از قول كالين پاول نوشته بود كه ” ديپلماسي عمومي بايد بتواند سياست خارجي و ديپلماسي آمريكا را مانند يك مارك معتبر دوباره بازسازي كند.“ قصد ايجاد ارتباط بين اين دو مقوله را ندارم مي خواهم بگويم مجموعه ها و گروههاي فعال سياسي كشور در كنار تغيير در ساختار لازم است جهت حضوردرميان توده ها و نخبگان، روشها و الگوهاي خود را تغيير دهند. اين به معناي پويايي آن مجموعه است. بهترين نقاد هر مجموعه، خود آن مجموعه است. گروهها و احزاب سياسي بايد مخالفين خوبي براي خود و ديگران باشند. اين به رشد انديشه سياسي جامعه كمك مي كند. شايد يكي از مشكلات كشور ما نداشتن مخالف خوب است. كافي است سري به كانالهاي تلويزيوني ايرانيان خارج از كشور بزنيد. پرداختن به موضوعات ايران از زاويه شمشير و سپر است. در حالي كه آنها مي توانند با طرح مباحث منطقي به كشورشان در مقابل آفات خارجي كمك كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/20ساعت 15:24  توسط مهر  | 

مطالب قدیمی‌تر