تبليغاتX
" دست نوشته ها "

دوران کودکی دوران خوبی است. من که آن را خیلی دوست دارم. برخی وقتها هم دوست دارم که برگردم به آن دوره بی دغدغه. من هنوز برخی از آن اشعار دوره کودکی یادم هست. الان مدتی است که حامد به تقلید از سجاد برای خودش اشعار کودکانه را حفظ می کند و شبها موقع خواب می خواند.« آهویی دارم خوشگله، فرار کرده زدستم ...» دیشب موقع خواب داشت برای خودش شعر می خواند و من هم روزنامه می خواندم . گزارش نشست روسایپلیس کشورهای اسلامی در اصفهان و بعد هم گزارش جنایت در جاده کرمان بم. همزمانی این دو واقعه، تصادف بدی است. البته جنایتکاران برای اجرای برنامه های خود به تقویم نشستها توجهی نمی کنند. روزنامه خواندنم که تمام شد دیدم حامد هنوز دارد شعر می خواند. « شبها که ما می خوابیم ، آقا پلیسه بیداره .... » دست همه آنها درد نکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/27ساعت 14:13  توسط مهر  | 

امان از دست این تلفنهای همراه. کم کم دارند باعث سلب آسایش می شوند. هر وقت دوست دارند خط می دهند. هر وقت هم دوست دارند بی خط می شوند. صاف صاف. من که مدتی است برای اینکه صبح زود بیدار شوم و حداقل نماز صبحم قضا نشود از زنگ بیدار باش آن استفاده می کنم. چند نیمه شب پیش با صدای زنگ آن از خواب پریدم. فکر کردم صبح شده اما دیدم یک شخصی برایم پیام کوتاه فرستاده است. اول کمی نگران شدم اما وقتی پیام را خواندم گفتم خدایا به بیکاران کار بده. نوشته بود مگر ما در قصه اتل متل توتوله نمی گوییم گاو حسن چه جوره. نه شیر داره نه پستون. شیرش را بردند هندوستون. سئوال این است که گاوی که نه شیر داره و نه پستون چگونه می تواند شیر بدهد که بعد این شیر را به هندوستان یا جای دیگر ببرند؟ گفتم این فرستنده اگر بقیه این اتل متل را هم بخواند حتما سئوالهای دیگری هم برای پرسش دارد که احتمالا گذاشته برای نیمه شب بعد که مرا از خواب بیدار کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/24ساعت 15:4  توسط مهر  | 

 ارسال نامه آقای رئیس جمهوربه آقای بوش نشان داد که انسانها با هر کیش و آئین و هرزبانی می توانند با هم حرف بزنند. ازواژه های مهربانانه مثل « آقا » استفاده کنند٬ مثل کسانی که سالهاست همدیگررا می شناسند گفتگو ومشکلات را بیان کنند. این رسم نامه نگاری رسم بسیار پسندیده ای است. دردنیای سیاست اینهمه سفرصورت می گیرد وسفیران کشورها پیامهای کتبی و شفاهی مقامات سیاسی وغیرسیاسی را به مقامات کشورهای دیگر می دهند. درحالی که ممکن است هیچ مشکل جدی در روابط این کشورها وجود نداشته باشد. اما در خصوص کشورهایی که مشکلات جدی وجود دارد این کار صورت نمی گیرد. گویی برخی افراد برای چنین اقدامی نوعی حرمت و یا کراهت قائل هستند در حالی که حرف خوب زدن نه هزینه ای دارد و نه حرمت و نه کراهتی. ما از این امکان باید برای معرفی خودمان بیشتراستفاده کنیم. درروزگاری که غرب با امپراطوری رسانه ای خود عرصه تبلیغات را در اختیار گرفته ما باید بگونه ای سخن بگوییم که همان رسانه ها بلندگوی ما شوند البته این نامه نگاریها اگر یک تاکتیک باشد هیچ تاثیری نخواهد داشت. ما اگرحرفهای خوب بزنیم افکار عمومی جهان با ما همراه خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/20ساعت 8:34  توسط مهر  | 

اگر شما هم گزارش يكي از مجلات آمريكايي در باره رهبران ثروتمند جهان را خوانده يا شنيده باشيد ممكن است از جهاتي متعجب شويد. اول اينكه ثروتمندان رده اول اكثرا متعلق به كشورهاي عربي و اسلامي هستند. كشورهايي كه تكليف دينشان را با دنيايشان روشن كرده اند و يا بالعكس. بعنوان رهبران يك كشور عربي و اسلامي هم به رفاه مردمشان توجه دارند و هم به حجم جيبشان. هم به فقراي خودشان كمك مي كنند و هم در شهرهاي مثلا آمريكاي لاتين مساجد صدها ميليون دلاري مي سازند. خلاصه خوان نعم آنها هميشه رنگين است. ما هم كه عرب نيستيم تا حدودي به اين وضع آنها عادت كرده ايم. اينجاست كه ما قدر رهبران بزرگي مثل امام خميني را بايد بدانيم. اما من هنوز نفهميدم كه آقاي كاسترو دراين فهرست چه مي كند. بعيد مي دانم كه اين مجله آمريكايي با اهداف و اغراض خاص سياسي اين گزارش را منتشر كرده باشد. بنابراين شايد نتوان گفت كه مي خواستند كاسترو را خراب كنند. اگر اين ثروت آقاي كاسترو صحت داشته باشد كه قصه نبرد چند دهه وي با غرب را بايد از آخر خواند. باز من براي فهم اين قصه احتياج به كمك دوستان دارم. به من عاجز كمك كنيد.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/16ساعت 15:9  توسط مهر  | 

از همان روزی که رفتم سر کلاس درس نشستم همیشه فکر می کردم که این گرد گچ پای تخته سیاه چقدر گلو را آزار می دهد. یکساعت سرپا ماندن و با دانش آموزان سرو کله زدن چقدر سخت است. بخصوص اینکه تفاوتهای فرهنگی و تربیتی خانواده ها حساسیت در رفتار معلم با دانش آموزان را بیشتر می کند. یکی خوب یاد می گیرد و دیگری دیر. یکی فعال است و دیگری شلوغ و معلم با همه اینها می سازد تا دانش آموزش یاد بگیرد بگوید « آن مرد آمد.» من که نام تمام معلمهایم را از روز اول مدرسه می دانم. هر گاه آنها را می بینم با تمام ارادت حضورشان می رسم. برخی از آنها با گذشت اینهمه سال هنوز قیافه ها یادشان است. برای من لحظات خوبی است که گهگهاهی آنها را ملاقات می کنم. بخصوص آنهایی که با رفتار و گفتارشان مسیر زندگی دانش آموزان را تغییر می دهند قابل ستایش هستند. روز معلم بر همه مربیان مبارک باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/12ساعت 15:4  توسط مهر  | 

مطالب قدیمی‌تر