تبليغاتX
" دست نوشته ها "

فردا روزبزرگی است. روزمبعث پیامبربزرگ رحمت حضرت محمد (ص) است. اگرچه ما از آن به نام روزتولد مسیرهدایتی بنام اسلام نام می بریم اما همزمان باید از ظهورآشکارفتنه نیزنام برد. همان فتنه ای که امام علی (ع) چشم آن را در جمل کور کرد. درواقع فردا روزظهورآشکار نظام سلطه نیزهست. اولین دستاورد مبعث پیامبر،صف بندیهایی است که ازهمان روزاول ایجاد شد. برخی حرف آخررا روز اول زدند. بنابراین، مسیر نهضت پیامبراکرم هیچگاه خالی ازمانع نبوده است. به موازات قوت یافتن این نهضت، جسارت کفر نیززیادترشده است. ازمهمترین حرکات مسلمانان بعد ازبعثت، هجرت به حبشه است.هم جان وناموس مسلمانان درامان ماند وهم سفیری خوش بیان، دیدگاهها ونظرات پیامبراکرم را به زبان نجاشی برای خود نجاشی بیان کرد. از واقعه بزرگ هجرت بیاموزیم که با دنیای خارج، با مشترکاتمان سخن بگوییم نه با اختلافاتمان، که اگر جعفربی ابیطالب بجای تاکید برمشترکات مسلمانان با مسیحیان از نقاط اختلاف می گفت شرایط تاریخ اسلام بگونه دیگری رقم می خورد. امروزه اسم این روش را دیپلماسی عمومی گذاشته اند. تاریخ صدر اسلام پر است ازاین نمونه ها که اگر اساتید فن آنها را استخراج و تآلیف کنند می توان مدعی بود که ما در این علم نیز ازغربیها جلوتریم. سلام خدا بر روان پاک پیامبرحضرت محمد (ص). 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/30ساعت 16:29  توسط مهر  | 

امروز روزآزادی اسرا است. اما اینها حتی دربند هم که بودند، اسیرنشدند. ما آن اوائل هرچه شنیدیم ازتوحش حاکم برزندانهای عراق بود. اوائل، بسیاری از دوستان وقتی خاطراتشان را تعریف می کردند از مشت ولگد و چماق خوردن ها می گفتند. اما این را بگویم جالب است. یکی ازدوستان وقتی آزاد شد هروقت دورهم می نشستیم ازهمین بزن بزنها و نان خشک ونبود امکانات می گفت. اما به مرور و به مناسبتهای مختلف هروقت دورهم می نشستیم و شیرینی و مواد غذایی دیگری می خوردیم این رفیق آزاده ما می گفت عجب، از این چیزها هم اینجا هست. می پرسیدیم چرا؟ گفت آخه من از اینها توعراق خوردم. یکی ازدوستان شوخ طبع ما به شوخی زد پس کله رفیق آزاده ما و گفت پدرسوخته روزی که آزاد شدی ازمشت و لگدخوردنها گفتی و الان هرچه می خوریم تو قبلا توعراق خوردی. بگو ببینم توی این چند سال تو کدوم گوری بودی؟ ثبت خاطرات خنده دار دوران بد هم خوب است. سالروزآزادیشان مبارک باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/26ساعت 23:40  توسط مهر  | 

 برخی مواقع اوضاع واحوال اموربدجوری عوض می شود وبقول طرف، آب و روغن قاطی می کند. همه چیز بهم می ریزد وبعضی چیزها سرجای خودشان نیستند. باورکنید طبقه بندی مشاغل هم ممکن است برای این باشد که هرکی به هرکی نباشد. کسی هم نمی تواند اسمش را تبعیض بگذارد. بالاخره باید حساب وکتابی در کار باشد تا هرکسی به سهم وحق خودش برسد. این مقدمه تقریبا بی ربط را گفتم تا این را بگویم که چند روزپیش برای انجام یک کاربانکی رفتم بانک. یک آدم بی شیله پیله وساده ای، چک آورده بود که پول بگیرد. کارپرداز بانک یکهو زد زیرخنده و گفت آقا این چک مشکل دارد. پرسید چرا؟ گفت آخرصاحب چک نوشته دروجه گوسفند. ما هم با شنیدن این حرف خندیدیم. طرف گفت آخر صاحب چک در قبال خرید گوسفند این چک را به من داده است. دیدید گفتم بعضی چیزهایمان آب و روغن قاطی کرده است. شنیدم قانون چک تغییر کرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/25ساعت 15:25  توسط مهر  | 

نوشته بودم که هرچه ازآن نشست کذایی درثقیفه گذشت اوضاع ازدست همه خارج شد. حتی آنهایی هم که نیم نگاهی به پیامبراکرم (ص) ارادت داشتند اما درگیرودارفقروغنا گرفتار شده بودند نتوانستند از آنچه که براساس عقل مصلحت اندیش خود ترتیب داده بودند محافظت کنند برای اینکه آنها سیاستهای پیامبررا تا روزمرگش قبول داشتند و بدیلی برای روش پیامبرنداشتند. به همین خاطر کسانی که دراین چند سال تمام توانشان را برای طراحی درگرفتن قبضه قدرت بکار گرفته بودند از زیرجامه های ریا بیرون آمدند وهمه چیزرا بردند. تا توانستند به علی (ع) دندان تیزنشان دادند وآخرسرهم تمام عقده های این چند سال را درکربلا خالی کردند. آن جریان نفاق وشمشیرهنوزهم جری ترازگذشته درصحنه است. آن روز، افراد و امروزبرخی دولتها حامیان تفکرشمشیرهستند. اما زینب(س) چه با شکوه هم بارمصیبت وهم مسئولیت رسالت را بردوش کشید تا میراث پیامبرباقی بماند. ولی اعتبارزینب (س) تنها به کربلا نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/18ساعت 23:4  توسط مهر  | 

سیزدهم رجب روز بزرگی است. روز ولادت کسی که صبروحوصله اش درمقابل شدائد روزگار،مانند ندارد. او ترجمان همه صفات نیک است. وقتی از او می خوانیم ومی شنویم باورنمی کنیم که آن جنگاورمیادین نبرد، همان کسی است که درسایه دیوارمی نشست تا اگر کسی را ظلمی شده دادش بستاند. اما آن دوره پنج ساله چند بارتکرارشد کسی نمونه ندارد. کاش تاریخ اسلام شروع بی دردسری داشت. هرچه زمان گذشت زاویه انحراف بیشتر شد. کاش آنهایی که بساط ثقیفه را راه انداخته بودند به همان رتبه بندی مورد نظرخودشان هم قانع می شدند. اما این جهل خواص، دودمان عدالت را بر باد داد. ما هرچه می کشیم ازخودمان است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/17ساعت 23:53  توسط مهر  | 

مطالب قدیمی‌تر