۱- ديروز حامد را سوار بر كالسكه بردم توي پاركهاي اطراف منزل چرخاندم. مزمزه مي كرد كه برود سلوار بر سرسره ها اما خودش احساس مي كرد كه هنوز سرش او را همراهي نمي كند. اين هم از نكات بامزه است. همه اعضاي بدن گوش به فرمان مغزند اما اين حامد توقع دارد كه سرش حرف پاهايش را گوش كند. در طول يكساعتي كه بيرون بوديم خيلي با هم گفتگو كرديم. خيلي هم برايم لذت بخش بود. 2- آقاي دكتر دادستان در اين مدت خيلي لطف كردند و از روز اول تمام مراحل درمان حامد را با صداقت پي گيري كردند. روزجمعه گذشته كه براي بررسي آخرين وضعيت حامد خدمت ايشان رفتيم خبرهاي قديمي اما دلهره آوري به ما داد. ايشان ام آرآي قبل ازعمل را برايمان تعريف كرد.اينكه تومور به ديواره هاي مغز فشارمي اورده و وضعيت حامد را رو به وخامت مي برده. ايشان مي گفت كسي نمي تواند بگويد كه اين بچه براي ادامه حيات چقدر زمان داشته اما اين تصاوير زماني بين دو هفته تا يكماه را نشان مي دهد. به همين دليل هم جراح و هم من خيلي نگران اين عمل بوديم و تومور نيز جاي بسيار حساسي قرار گرفته بود. الحمدالله كه خدا لطف كرد و بخير گذشت. 3- من هنوز آياتي را كه سه روز قبل از اينكه كار حامد به جراحي بكشد خواندم بياد دارم. آیات ۸۴ تا ۹۰ سوره انبیا بود كه می فرماید:
! 83 و ايوب را (به ياد آور) هنگامى كه پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالى و مشكلات به من روى آورده; و تو مهربانترين مهربانانى!» 84 ما دعاى او را مستجاب كرديم; و ناراحتيهايى را كه داشت برطرف ساختيم; و خاندانش را به او بازگردانديم; و همانندشان را بر آنها افزوديم; تا رحمتى از سوى ما و تذكرى براى عبادتكنندگان باشد. 85 و اسماعيل و ادريس و ذاالكفل را (به ياد آور) كه همه از صابران بودند. 86 و ما آنان را در رحمت خود وارد ساختيم; چرا كه آنها از صالحان بودند. 87 و ذاالنون ( يونس) را (به ياد آور) در آن هنگام كه خشمگين (از ميان قوم خود) رفت; و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت; (اما موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها(ى متراكم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودى نيست! منزهى تو! من از ستمكاران بودم! » 88 ما دعاى او را به اجابت رسانديم; و از آن اندوه نجاتش بخشيديم; و اين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم! 89 و زكريا را (به ياد آور) در آن هنگام كه پروردگارش را خواند (و عرض كرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندى به من عطا كن); و تو بهترين وارثانی 90 – خداوند چقدر روشن با بندگانش حرف می رند.