درگیریهای بصره که آن را تقابل شیعه با شیعه نامیده اند تلخ ترین دوره حوادث عراق پس از اشغال این کشور است. پس ازخروج انگلیسیها ازبصره، امنیت این شهرنمونه ای موفق ازحاکمیت خودعراقیها بربصره بود اما خودعراقیها قدرآن را ندانستند وجبهه ای را گشودند که اوضاع عراق را ازقبل پیچیده ترکرد، وحدت عراقیها اعم ازشیعیان و سنی ها را شکننده کرد،غربیها دوباره ایران را به کارشکنی در بصره متهم کردند و آمریکاییها آن را بهانه ای کردند تا برای مدتی نامعلوم در عراق بمانند چون ازاین بیم دارند که به محض خروج از عراق، ایران جانشین آنها شود. اینکه حاکمیت کامل باید به عراقیها برگردد و دولت این کشورباید از اقتدارعالیه برخوردار باشد خواست مردم این کشورو قطعا خواست جمهوری اسلامی ایران است ازاین منظر، دولت عراق که خود با اشغالگران این کشورمشکلات اساسی دارد نمی تواند بپذیرد که در این شرایط عناصر داخلی نیز باعث تضعیف همین حاکمیت نیم بند شوند اما ازمنظردیگر حضورنامحدود نیروهای خارجی در عراق وعدم تعیین برنامه زمان بندی شده برای خروج از این کشور نیز موضوعی است که درداخل و خارج از عراق حساسیت برانگیز است. اما کاش نیروهای مقتدا صدرشرایط دولت نوری المالکی را درک نموده و به آن اعتماد کنند.
تغییر در ترکیب هیئت دولت امری طبیعی است و می تواند به معنای حرکت به سمت تامین اهداف دولت باشد. معنای دیگرش این است که افرادی که می روند با دولت همخوانی نداشتند بنابراین بهتر است جای خود را به کسانی بدهند که با دولت مواضع و نظر مشترک دارند. معنای دیگرش این است که این افراد نتوانستند اهداف دولت را تامین کنند بعبارت دیگر بدرد این کار نمی خورند. پس بهتر است جای خود را به کسانی بدهند که بدرد این کار بخورند. اما نکته این است که چند نفر ازاین هئیت دولت از روز اول سرجای خودشان نبودند. اگر قرار است این تغییرات به اندازه عدد انگشتان دو دست شود این با منطق سازگار نیست و تامین اهداف دولت را با مشکل مواجه می کند.مگر اینکه کسی دچار توهم شود که عمر دولت هشت سال است. تغییر زیاد درترکیب دولت وقت کشی از نوع دوم است. نوع اولش را وزرای قبلی عملی کردند.
تحولات دنیای سیاست آنقدرپرشتاب شده که برخی مواقع گیج کننده می شوند.هر اتفاق آن مقدمه ای برای رخداد دیگری است و نمی توان وقایع را ازهم تفکیک کرد.فرانسویها تازه موتورهایشان را روشن کرده اند که توی هر سوراخی سرک بکشند.می خواهند درافغانستان بازیگرفعال ناتو شوند.مثل اینکه قرار است افغانستانی را که یکبار از دست طالبان رها کرده بودند دوباره آزاد کنند. اما کمکهای وعده داده شده به افغانستان ازهفت سال پیش هنوزدرراهند.آمریکاییها هم ظاهرا از کاهش نیروهایشان درعراق منصرف شدند و دست به عصا راه می روند.انگلیسیهاهم به بهانه معرکه مقتدا صدردر بصره ازکاهش نیروهایشان صرفنظر کردند.عربها هم دوره افتادند تا علاوه بر اینکه روی همدیگر را کم کنند برای لبنان رئیس جمهوری پیدا کنند تا نشان دهد که بحران لبنان راه حل عربی دارد شاید با این کارشان شاخ هلال موهوم شیعی را شکستند. از طرف دیگرخرید سلاحهایشان را زیاد کرده اند گویی که با کسی سر جنگ دارند.برای اینکه از دشمن فرضی شکست نخورند از غربیها درخواست کردند تا همیشه در کنارشان باشند. به آنها پایگاه هم دادند تا جایشان راحت باشد. بی چک و چونه و قطعنامه هم دارند صاحب انرژی هسته ای می شوند و یکی پس از دیگری بدنبال ساخت تاسیسات هستند.اینها اتفاقات آن طرف آب بود حالا از این طرف چه خبر؟ یکی در پاسخ به این پرسش من گفت : حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش.