تبليغاتX
" دست نوشته ها "

امروزصبح تا ظهر درگیر چشم پزشکی بودیم. تا حالا به پنج شش چشم پزشک مراجعه کرده ایم اما نه آنها توانسته اند در مورد چشم چپ حامد به نتیجه ای برسند و نه ما توانستیم خودمان را قانع کنیم که بهبود سمت چپ حامد نیازمند زمان است. اما وقتی زمان طولانی شود همین امید تبدیل به نگرانی و اضطراب می شود. امروز هم از آن روزهای خسته کننده بود. آزمایش پس از آزمایش و عکس پس از عکس. خسته کننده از آن نظر که نتیجه این آزمایشها و عکسها علامت سئوالی بود که قبل از همه خود پزشک جلوی ما می گذاشت. چرا میدان دید این گل پسر متغیر است؟ چرا چشم چپ نسبت به یک ازمایش دو پاسخ متفاوت می دهد؟ آیا دو بینی معلول چشم چپ است یا چشم راست هم دخیل است؟ و چراهای دیگر که آخرش هم نیازمند آزمایشات دیگر شدیم و دخیل کردن عنصر زمان که شاید به مدد بیاید. البته این روز خسته کننده یک فایده داشت و آن این بود که حامد بالاخره اعتراف کرد که وقتی روی مبل تکیه داده و دارد کارتون تام و جری و یا پلنگ صورتی را می بیند آقا چشمشان در برخی مواقع دچار دو بینی می شود و از ترس اینکه ما مانع نشویم لام تا کام سخن نمی گوید. باید منتظر ماند و امیدوار بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/30ساعت 1:21  توسط مهر  | 

تولد امام رضا (ع) بر همه شیعیان آن حضرت مباركباد. از قدیم سفر به مشهد و زیارت امام رضا یکی از برنامه های ثابت اکثر ایرانیان بوده است. بطور واقعی جنس این سفر با سایر سفرها فرق می کند. شاید عمده کسانی که مشهد می روند در همان زمان محدودی که در این شهرحضور دارند چندان برای تفریح وقت نگذارند و بیشترین وقت خود را در حرم امام رضا ( ع ) به نماز و دعا بگذرانند. حتی اگر فرض کنیم که عمده زوار بخشی از وقت خود را در بازارهای مشهد می گذرانند باز هم خرید از این بازارها شاید کمتر رنگ و بوی دنیوی داشته باشد. نوع خریدها این را نشان می دهد. مهر و تسبیح و انگشتر، سجاده، خلعت آخرت یا بقول خودمان کفن، چادر نماز، مهرهای دیجیتالی نماز و موارد دیگر که نشان می دهد که سطح توقع زوار از این سفر تعریف شده است. بنابر این برای بسیاری از مردم، سفر به مشهد سفری توریستی و سیاحتی نیست که اگر می بود دلیلی بر مسافرتهای سالانه و یا دو سال یکبار نبود. افزون بر آن صرفنظر از زیارت، بعقیده من شهرمشهد از برخی جنبه ها شهر جذابی برای مسافران نیست. امکانات و نظافت شهری که سالانه میلیونها نفر زائر دارد کمتر از سطح توقع است. من تصور می کنم طی این چند ده سال زحمت ساخت و ساز، تلاش نشده تا این شهر علاوه بر شهری زائر پذیر به شهری توریست پذیر نیز معروف شود. من تابستان امسال مشهد بودم. اطلاع رسانی از جغرافیای این شهر برای زوار ضعیف بود. حتی هتل نیز نمی توانست به شیوه های رایج مانند نقشه شهر و اماکن تفریحی بخصوص برای بچه ها این نیاز را تأمین کند. بچه ها مجبور نیستند مثل بزرگترها اینقدر برای رفتن به حرم امام رضا ( ع ) وقت بگذارند و ترجیح می دهند نیاز خودشان را دنبال کنند. البته ما بطور جدی مراقب بودیم تا بچه ها از این سفر راضی برگردند.شاید یکی ازوظائف مدیران شهری مشهد و بخصوص تولیت آستان قدس رضوی تأمین نیازهای بازی کودکان حتی در مجموعه حریم حرم باشد. بزرگترها شاید به یک دلیل حاضر شوند هر سال به مشهد سفر کنند اما برای بچه ها و کودکان انگیزه های دیگری هم باید خلق شود. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 23:20  توسط مهر  | 

سخنرانی احساسی آقای نوباوه در روز استیضاح آقای کردان و نیز سخنان آقای کردان در بخشی از زمینه ها جای بحث دارد. اما من ازطرح بحث مربوط به جانبازان خیلی متعجب شدم. اینکه چرا آقای نوباوه در این روز باید این نقش را بازی کند یکی از سئوالات جدی من است. صرف مزاح می نویسم که آخرش هم فهمیدیم یک جانباز دارد جانباز دیگر را استیضاح می کند. اما نکته جدی تربحث این است که برخی هنوز تصور می کنند که هر کسی که جانباز است باید این عنوان را بین خود و خدایش نگهدارد و کسی هم که آن را افشا کرد مثل آقای کردان باید از خدا طلب مغفرت کند. همین ایده را آقای نوباوه به زبان دیگر بیان کرد که جانبازان ما خجالت می کشند سینه های تاول زده خود را نشان دهند. از نظر من این منطق آقای نوباوه غلط است. چرا جانبازان باید مثل بیماران جزامی که - خدا شفایشان دهد - رفتار کنند و هویت خود را از جامعه ای که بخاطر آن ایثار کرده اند بپوشانند. مگرغیرازاین است که ما جانبازی را افتخاری بزرگ می دانیم و امروز یکی از معاونان رئیس جمهورمسئولیت بنیادی را دارد که به امور این قشر می پردازد پس چرا باید از افشای این افتخار حذر کرد. این چه نوع پنهانکاری است که ازامتیازات مادی آن که حق مسلم آنهاست برخوردارمی شوند ولی از طرح هویت ارزشمند آن می پرهیزند. آقای کردان اگر جانباز هستند باید این بخش از شخصیت ایشان را عزیز داشت. آقای نوباوه چگونه می تواند ادعا کند که تمسک کردان به جانبازی خود برای دفاع از خویش بازی با ارزشهاست. حالا افشای این موضوع به کجای قبای این نظام و جامعه برمی خورد. در کشورهایی که سالها پیش حتی درحاشیه های جنگهای بزرگ بوده اند هنوزهم در سالگرد جنگهایشان رزمندگان آن روز را که آلان همگی پیر شده اند با لباسهای پر از قپه و درجه می آورند و از آنها تجلیل می کنند. با ارائه کارت باصطلاح کهنه سرباز خود از خدمات عمومی بصورت رایگان استفاده می کنند و هیچکس هم چنین موضوعی را غریب نمی داند. عجیب این است که وقتی خود بچه های جانباز بنوعی حذر می کنند که خود را جانباز معرفی کنند پس فرهنگ کرامت آنها چگونه باید در جامعه ساخته شود؟ ازاین منظرنه اقای کردان حق دارد در این فقره طلب مغفرت خود را از خدا آشکار کند و نه آقای نوباوه حق دارد فرهنگ خجالت جانبازان را تبلیغ کند. این دو نفرعنصری به نام " فهم و شعورو قدردانی مردم" را نادیده گرفته اند. کاش مجلس شورای اسلامی قانونی را تصویب کند که از این پس نمایندگان ملزم شوند تا سخنرانی خود را بخوانند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/15ساعت 19:57  توسط مهر  | 

رفتار آقای احمدی نژاد در دفاع از اعضای هئیت دولت خودش اگر چه جزو وظایف بدیهی ایشان است اما اصرار ایشان بر این دفاع قابل تقدیر است. وقتی آقای مشایی- که جوری اوضاع روابط بین الملل را تحلیل  می کند که انگار خود را همردیف زنده یاد حمید عنایت یا مورگنتا می داند - آن اشتباه وحشتناک را در رابطه با مردم و دولت اسرائیل مرتکب شد آقای رئیس جمهور در دفاع از وی تا آنجا پیش رفت که حتی با احترام به نظر مراجع، همان حرف خودش را تکرار کرد. در قضیه آقای کردان هم اعلام کرده که از ایشان دفاع می کند. البته چیزی جز این هم انتظار نیست. اما این مقدمه را نوشتم تا از رفتار ارزشمند آقای عبدالله نوری در دفاع از آقای کرباسچی شهردار وقت تهران یاد کنم. دفاعی که حتی حیات سیاسی خود آقای نوری را هم تحت تأثیر قرار داد. بنابراین هم دفاع آن روز آقای نوری از کرباسچی منطقی و ارزشمند بود و هم دفاع امروز آقای احمدی نژاد از تیم خودش درست است. واقعیتش را بخواهید وقتی مکتوب " سیلی " آقای مهاجرانی را خواندم و از اینکه با وزرای دولت در روز روشن آنگونه ناشایست رفتار کردند دوباره مثل همان روز متأثر شدم. کاش آقای احمدی نژاد - صرفنظر از رأی مجلس- در دفاع از کردان سنگ تمام بگذارد تا آنهایی که هنوز هم دست بزنشان خوب است بفهمند که در این فقره بین خاتمی و عبدالله نوری و کرباسچی و احمدی نژاد و مشایی و کردان فرقی وجود ندارد.اینكه این دو مصداق چه تفاوتهایی با هم دارند اولویت بعدی بحث است.   

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/05ساعت 22:3  توسط مهر  | 

۱- " کشف هند" اثری ماندگار از جواهر لعل نهرو از رهبران بزرگ هند است که آقای محمود تفضلی با نثری روان آن را ترجمه کرده است. كشف هند آخرين كتاب بزرگ نهرو و شايد مهمترين و با ارزش ترين اثر او باشد. قبلا جایی خوانده بودم که اثری را که ارزش دوبار خواندن ندارد یکبار هم نباید خواند اما کشف هند اثری است که ارزش دوبار خواندن را دارد. بخشی از این کتاب مربوط به استقلال پاکستان از هند است. آنچه که در مورد تجزیه هند و استقلال پاکستان آمده "مذهب" را بعنوان یکی از دلایل این استقلال نام برده اند در واقع مهمترین دلیل این تجزیه مذهب بود. نهرو با ارائه دلایلی نشان می دهد که به تقسیم بر اساس مذهب معتقد نیست. به اعتقاد وی چه کسی می تواند ثابت کند که همه کسانی که سرزمین پاکستان را تشکیل داده اند مسلمان و همه ساکنان هند هندو هستند. به عقیده  نهرو در دل همین جوامع نیز تقسیم بندیهای دیگری بر اساس مذهب ظهور خواهد کرد که ثابت می کند چنین تقسیمی نمی تواند عملی باشد و نتیجه آن عجیب است.

۲- داشتم به برخی تحولات سیاسی جهان امروز و نقش دین در این تحولات فکر می کردم که آن فقره از کتاب نهرو یادم آمد. قصه سوء استفاده از نام مذهب در طول تاریخ همیشه وجود داشته است. متأسفانه صاحبان قدرت بیش از همه به دین نیاز داشتند. سوء استفاده این قشر گاهی مسیر تحولات تاریخ را تغییر داده است. شاید به جرأت بتوان گفت که عمده مردم به دلیل نهاد پاکشان و اینکه بر اساس نص صریح قرآن " فطرة الله التی فطر الناس عليها " به سمت دین گرایش دارند از فلسفه این نوع کاربرد درک عمیقی ندارند و فراتر از آن اینکه نتیجه این سوء استفاده صاحبان قدرت برای همان مردم هیچ اثر تربیتی و یا اقتصادی هم ندارد. صدام الله اکبر را به پرچم عراق اضافه می کند. بوش اشغال عراق صدام را مأموریتی الهی می خواند و از این نمونه ها فراوان است که متأسفانه تنها نتیجه آن سست کردن اعتقادات مردم است. نیسکون در خاطرات خودش می نویسد زمانی که برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نامزد شده بودم در سخنرانیهایم برای مردم از انجیل می خواندم برای اینکه مردم به مذهب توجه بیشتری دارند. البته او می افزاید هنوز هم انجیل می خوانم. چه کسی می تواند مرز دروغ و راستی را در دینداری سیاستمداران تشخیص دهد. کاش سیاستمداران و صاحبان قدرت انسانهای واقعا دینداری بودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/02ساعت 0:35  توسط مهر  |