تبليغاتX
" دست نوشته ها "

  دوستی می گفت هیتلر با یهودیها اینجوری رفتار نکرد که الان صهیونیستها دارند با مردم غزه رفتار می کنند. حوادث تلخ غزه یک درس بزرگ دارد. برو قوی شو اگر راحت جان طلبی- که در نظام طبیعت ضعیف پامال است. حماس و فلسطینی ها ضعیف نیستند اما دستشان خالی است.ولی این غربیها از ضعیف کشی لذت می برند. در طول تاریخ هم آنقدرعبرت و تجربه وجود دارد که ملتهای ضعیف یا به سمت تقویت خویش رفته اند و یا سبعیت نظام سلطه آنها را به سمت روشهای قهرآمیز سوق داده است. قرآن هم درست گفته که " و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه". حکومتهای غربی به این دلیل قدرتمند شده اند تا در نظام طبیعت از حقشان دفاع کنند. آنها فهمیده اند که اگر قدرت نداشته باشند می میرند برای اینکه آنها جنس خودشان را خوب می شناسند. برای اینکه بخشی از تاریخ آنها صرف جنگ با خودشان شده است. وضعیت جهان امروز زاییده قدرت گرفتن غرب است.قدرتی که هیچ قیدی ندارد. باور کنیم مردم در غرب مانند ماشین زندگی می کنند. این وجدانی که در غرب بخاطر مظلومیت غزه کمی بیدار شده بخش کوچکی از آن جامعه است. همین مردم متمدن اگر دقایقی چراغ راهنمایی سر خیابان خاموش شود چنان حق همدیگر را کف دستان یکدیگر می گذارند که با هیچ جای دیگر مقایسه نخواهید کرد. می خواهم بگویم که خیلی از ملتهای شرقی دبدبه و کبکبه غربیها را ندارند اما روح آزادگی دارند. اثبات آن کار سختی نیست. قضاوت شهروندان کشورهای شرقی مقیم اروپا بهترین گواه است.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/25ساعت 1:38  توسط مهر  | 

 امروز جمعه با دوستان علاقمند، استاد بزرگوار جناب آقای دکتر سنگری را تا فرودگاه بدرقه کردیم. از جمعه پیش که به استقبالش آمده بودیم تا ساعتی که می رفت سئوالاتمان را مطرح می کردیم و ایشان هم با بزرگواری و حوصله پاسخ می دادند. نشستن پای هشت جلسه سخنرانی استاد با آن بیان شیوا برای همه ایرانیان از آن جهت لذت بخش بود که تاریخ عاشورا را از منظری دیگر و بگونه ای دیگر می شنیدند. جناب استاد سنگری در این هشت جلسه در مورد شخصیتهای منفی کربلا، عناصر تشکیل دهنده این شخصیتها، دلایل حضور آنها در سپاه عمر سعد و سرنوشت آنها پس از عاشورا در قضیه قیام مختار، نقش مسیحیان در کربلا و درسهایی از تاریخ عاشورا و زیباییهای کربلا سخنرانیهای بسیارپرمحتوایی ارائه کردند. شور و اشتیاق و علاقه صدها ایرانی و غیر ایرانی مقیم که از نیم ساعت قبل با ولع منتظر سخنرانی بودند نشان از فهم و درک بالای هموطنان عزیز و وجود نیازی جدی است که آنها با حضورشان در پای سخنرانی استاد بزرگوار آن را اعلام می کردند. سخنرانیهای استاد آنچنان عمیق و جذاب و درس آموز بود که بعد از مراسم تعدادی از حضار بخصوص شیعیان فرانسوی دور ایشان حلقه می زدند و به طرح سئوالاتشان می پرداختند. آنها وقتی می شنیدند که حتی از اروپا و افریقا و ایران هم جزو شهدای عاشورا و بعد از آن روز هستند کنجکاوانه علاقمند بودند که جزییات آن را بدانند. نکته مهم این سخنرانیها این بود که بخشی از باورهای غلط در مورد عاشورا را روشن می ساخت به همین دلیل عمده سئوالات حضار حول محور همین نکات بود. 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/20ساعت 21:58  توسط مهر  | 

 ۱- حضرت زینب (س) در جریان نهضت عاشورا به آنهایی که در انتخاب نوع حیات خود درمانده بودند فرمود حسین حق است و یزید باطل و بیطرفی بوی جنایت می دهد. تاریخ کربلا را از هر منظر بنگریم درسها و مفاهیم بلند اما نهان و آشکاری دارد که از سال ۶۱ هجری قمری به بعد مصادیق آن را می توان یکی یکی مشاهده کرد. اما همین حماسه ای را که ما هر سال بزرگ می داریم و از اوج لذت همراهی با این تاریخ بزرگ محزون و گریان می شویم عصاره رفتار پیامبر(ص) و علی (ع) است. آنها برای انسانها به اعتبار انسان بودنشان کرامت قائل بودند. تفاوت نمی کرد که این انسانها پیرو کدام دین و آیین هستند به همین دلیل است که علی (ع) پس از شنیدن خبر رفتار سواران معاویه و ربودن خلخال و دست بند و گوشواره های یک زن مسلمان و یک زن کافره ذمیه می فرماید که اگر انسان از شنیدن این خبر بمیرد رواست.همین افق بلند نگاه است که در صفین آب به روی دشمن نمی بندد اما دشمنان آنها،بی تربیت بودند. هم در صفین وهم در کربلا آب را به روی اردوگاه مقابل بستند. اما امام حسین بعنوان تربیت شده دامان پیامبر و علی در مبارزه با نظام سلطه، خطی را که در روز عاشورا آغاز کرد پایانی ندارد به همین دلیل امروز شیعیان و حتی اهل تسنن برای مقابله با این نظام الگویی بنام حماسه عاشورا دارند.

۲- برخی سران کشورهای عربی در مورد غزه خود را به تجاهل زدند و نه تنها از ربودن خلخال از پای زن مسلمان متاثر نشدند که از مشاهده فرود بمب بر خانه و کاشانه مردم مظلوم و بی دفاع غزه هم خم به ابرو نیاوردند. کاش آنهایی که برخی جهادیون سنی عراق را برای حمله به شیعیان همه گونه حمایت می کردند و یا فتوای حلیت شیعه کشی می دادند آنقدر جسارت می داشتند تا از حماس سنی که دولت قانونی و منتخب مردم فلسطین است حمایت کنند. امروز دشمنان دوباره آب را به روی تشنگان بسته اند. ظاهرا داستان کربلا هنوز ادامه دارد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 23:31  توسط مهر  | 

۱- من بعضی وقتها دلم برای واژه های غلیظ دزفولی تنگ می شود. برای همین سعی می کنم خاطرات گذشته را به بهانه تکرار همین واژه ها بیاد بیاورم. وقتی جامعه به سمت چند فرهنگی و اختلاط فرهنگها پیش می رود نتیجه اش همین می شود که گاهی دلتنگ گذشته می شویم. حافظان فرهنگ و میراث این کشور کسی نیست جز مردمی که صاحب آن زبان و فرهنگ هستند. به همین دلیل من تصور می کنم مردم خود شهرها باید نگهبان زبان و فرهنگ خود باشند. ما در فیملها و سریالهای تلویزیونی همه نوع زبانی را می شنویم. عربی، ترکی، لری، رشتی، اصفهانی، یزدی، کردی، بلوچی و جنوبی بخصوص آبادانی.حتی زبان برره را هم ساختند اما تا حالا شده در یکی از این سریالها کسی با زبان دزفولی تکلم کند. حتی سریالها و فیلمهایی هم که در همین شهر ساخته شده به زبان فارسی است.  

۲- از مدتها پیش در گفتگو با محمد و حامد برخی واژه های دزفولی را بکار می بردم. یکی دو شب پیش دیدم خیلی علاقمند شده اند که از این واژه ها بیشتر بدانند و مرتب واژه های مترادف دزفولی را می پرسیدند. مثلا می پرسیدند قورباغه، خرچنگ و مارمولک به دزفولی چه می شود. من هم جواب می دادم. باز می پرسیدند چشم، ابرو، مژه چه می شود و باز من پاسخ می دادم و بعد هم پیش خودم خوشحال بودم که علاقمند شده اند. اما با تعجب می دیدم که این دو بعد از پاسخهای من قاه قاه می خندند. خوب که دقت کردم دیدم زبان شیرین دزفولی سوژه خنده های این دو وروجک شده است. گفتم حق دارید بخندید. گفتم تقصیر آموزش و پرورش است که بخشی از وقت دانش آموزان هر شهر را به یادگیری زبان آن شهر اختصاص نمی دهد. گفتم آقای احمدی نژاد تصور کرده که دولت فقط باید درصدی از درآمد حاصل ازمنبع ثروت هر شهر یا استان را به آن منطقه اختصاص دهد اما از این نکته غافل است که زبان برخی مناطق دارد زودتر از چاههای نفت می خشکد. 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/07ساعت 2:31  توسط مهر  |