چندی پیش نوشته بودم که رئیس جمهور باید انسانی با وقار، متین و مودب باشد. اینها صفات خوبی است که همه آنها را دوست دارند. در حوزه سیاست و به دلیل جایگاه رییس جمهور این امر از ضروریات شخصیت این مقام است. هر کسی نمی تواند بر اعصابش،زبانش و نفسش مسلط باشد بدنبال کاری برود که فقط به خودش پاسخگو باشد. ما اگر می خواستیم رییس جمهوری داشته باشیم که با وجود دستگاه عظیم قضایی بجای قاضی بر مسند قضاوت و صدور حکم بنشیند و مثل آب خوردن آبرو ببرد که دیگران نیز می توانستند وارد این معرکه شوند.برای هر مقام و منصب ادبیاتی وجود دارد و تا آنجایی که من می دانم ادبیات کوچه بازاری و کافه بهم ریختن متعلق به مقام ریاست جمهوری نیست. مردم ما از این فرهنگ زشت بیزارند. فرهنگی که در آن روزی حریم خصوصی انسانها در قالب سی دی سر چهار راهها فروخته شود و روزی دیگر بنوعی دیگر از رسانه ملی و یا شب نامه پخش شود. فرهنگی که در آن هیچکس احساس امنیت اخلاقی و روحی نکند. فرهنگی که مثل خوره به جان این جامعه افتاده و همه فکر می کنند سایه ای مرتب در تعقیب آنهاست. متأسفانه خیلی ها عامل رشد چنین فرهنگی شدند. مشخص نیست برخی مذهبیون بر اساس کدام آموزه های دینی مبلغ چنین فرهنگی می شوند. برخی آقایان متوجه باشند که در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری علاوه بر پاسخ به مردم باید به خدا نیز پاسخگو باشند. سختی این دو کار این است که هر دو حق الناس هستند.