سکوت کثیف
دنیای عجیبی است. همه چیز دارد رنگ وبوی خودی وغیر خودی بخود می گیرد حتی اجرای عدالت درمورد افراد بی ادب. توهین ها به آقای سید حسن خمینی باعث این نوشته شد البته قصد دفاع از وی نیست که ایشان به اندازه کافی بلندگو و منبر و تریبون برای پاسخگویی دارند. بحث این است که برخی افراد کی قراراست از این لاک سکوت کثیف بیرون بیایند. سکوت سالهای اخیر برخی افراد نسبت به توهین ها و فحاشیها و بی ادبیهای معدودی آدمهای بی ریشه نسبت به مردان حکومتی این مملکت سیاستی کثیف بوده به همین دلیل شکستن سکوت این افراد به بهانه دفاع از سید حسن خمینی هم مصلحتی است و هم سیاستی کثیف تر است و گرنه در دفاع از افراد در مقابل افتراها و اكاذیب، بین آقای سید حسن خمینی و دیگران تفاوتی وجود ندارد. اما چون این بارانگشت توی لانه زنبور کرده اند خودشان هم معترض شده اند چون اول از هر کسی خود آنها متضرر می شوند.اعتراض این جماعت به هرزه نامه های این متظاهرین به دینداری حداقل ثابت کرد که اینها هم معنای ادب را می فهمند اما چرا تاکنون سکوت کرده بودند سئوالی است که همه پاسخش را می دانند. فراگیری فرهنگ نوشتن مقدمه قلم بدست گرفتن است که برخی نیاموخته اند.
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.