چشم حامد
امروزصبح تا ظهر درگیر چشم پزشکی بودیم. تا حالا به پنج شش چشم پزشک مراجعه کرده ایم اما نه آنها توانسته اند در مورد چشم چپ حامد به نتیجه ای برسند و نه ما توانستیم خودمان را قانع کنیم که بهبود سمت چپ حامد نیازمند زمان است. اما وقتی زمان طولانی شود همین امید تبدیل به نگرانی و اضطراب می شود. امروز هم از آن روزهای خسته کننده بود. آزمایش پس از آزمایش و عکس پس از عکس. خسته کننده از آن نظر که نتیجه این آزمایشها و عکسها علامت سئوالی بود که قبل از همه خود پزشک جلوی ما می گذاشت. چرا میدان دید این گل پسر متغیر است؟ چرا چشم چپ نسبت به یک ازمایش دو پاسخ متفاوت می دهد؟ آیا دو بینی معلول چشم چپ است یا چشم راست هم دخیل است؟ و چراهای دیگر که آخرش هم نیازمند آزمایشات دیگر شدیم و دخیل کردن عنصر زمان که شاید به مدد بیاید. البته این روز خسته کننده یک فایده داشت و آن این بود که حامد بالاخره اعتراف کرد که وقتی روی مبل تکیه داده و دارد کارتون تام و جری و یا پلنگ صورتی را می بیند آقا چشمشان در برخی مواقع دچار دو بینی می شود و از ترس اینکه ما مانع نشویم لام تا کام سخن نمی گوید. باید منتظر ماند و امیدوار بود.
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.