مناظره بی نتیجه
من تصور می کنم بر خلاف آسان بودن انتقاد از برنامه های سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد اثبات این انتقادات کار سختی است. به دلیل اینکه مبنای مشترکی برای اثبات این انتقادات وجود ندارد. وقتی نقطه مشترکی که بتوان پیرامون آن عملکرد دولت نهم را ارزیابی کرد وجود ندارد پس چیزی هم برای انتقاد وجود ندارد. از نظر دولت نهم، این هم یک روش مدیریت است. موفقیت و یا شکست از نظر اینها امری ذهنی و مفهومی است اینها مدعی هستند که در برنامه هایشان هدف گذاری داشته و در آن مسیر حرکت می کردند. چه کسی می تواند اثبات کند که نوع برخورد با ملوانان انگلیسی برای ما تحقیر کننده بود یا نبود. چه کسی می تواند ثابت کند حضور در دانشگاه کلمبیا و یا نشست دوربان ۲ که منجر به ترک سالن توسط غربیها و پرتاب گوجه به سمت رییس جمهور شد عزتمندانه بود یا نبود. طرح هولوکاست،مسخره کردن قطعنامه های سازمان ملل، اظهارات جسورانه مشایی در باره اسراییل چگونه تفسیر می شود و از این نوع سئوالات که شاید از نظر دولت نهم هیچ جای بحث ندارد. از همین منظر من نگران مناظره دیگر کاندیداها با آقای احمدی نژاد هستم برای اینکه اگر هم چیزی برای طرح وجود داشته باشد مبنای مشترکی برای تفاهم وجود ندارد. حالا آقای کروبی در این مناظره بیاید مثلا از طرح هولوکاست انتقاد کند.آیا آقای احمدی نژاد از این انتقاد آقای کروبی تعجب نخواهند کرد. از نظر دولت نهم، هدفهای سیاست خارجی همان جاهایی بوده که تیرها اصابت کرده است. یعنی هرجا تیر خورده همانجا هدف بوده و نه جای دیگر. بقول آن داستان معروف، مرکز زمین همانجایی است که ... . هر کس خلاف آن را ادعا دارد برود زمین را اندازه کند.
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.