بخت سبز
مادربزرگي دارم كه سهمش از دنيا سختي هايش بوده به همين دليل در كل فاميل عزيزترين است. از بچگي بياد دارم كه هر وقت مي خواست در حقم دعا كند مي گفت اشالله بختت سبز باشد. خدا رحمت كند مادرم را او هم دقيقا همين عبارت را بكار مي برد. در واقع تمام آرزوهاي خود را در اين عبارت خلاصه مي كردند. منظور آنها آرزوي سلامت و شادابي بود. اما گويي بعد از آن فتنه كه معرف حضور همه نيست كاربرد اين عبارت بعنوان يك آرزو هم بايد دستخوش تحول گردد. مثلا بايد گفت بختت سبز لجني. بختت سبز معاويه اي. گاهي وقتها دلم براي آن دعاهاي قديمي مادر بزرگم تنگ مي شود. در اين يكسال خيلي چيزها بسرعت عوض شد. اما من به بهانه اين شبها و روزهای مقدس مي خواهم براي آنهايي كه دوستشان دارم و با برائت از سياسي كردن اين رنگ دعا كنم. اشالله بختتان سبز. اينهم همينجوري.
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.