هروله
تا بوده در این مملکت هرگاه رییسی و مسئولی قصد سفر به دیاری می کرد مردم آن دیار هر کدام بر اساس نیت و قصد و غرضی به استقبال می آمدند. برای این مردم تفاوتی هم نمی کرد که چه کسی سوار بر این مرکب است. این مردم بدنبال خودرو همه روسای دولتهای قبلی این کشور دویده اند. برای اینکه اینها بدنبال آمال و آرزوهایشان می دوند. شاید برخی از همین مردم نجیب نمی دانند چه کسی سوار بر مرکب است. اگر می خواهیم آمار نه چندان دقیقی از نیاز این مردم بدست آوریم کافی است به تعداد مردمی که برای استقبال به خیابان می آیند و تعداد نامه هایی که به رییس جمهور می دهند و نیز به تعداد مصوبه های دولت در سفرهای استانی توجه کنیم. هر یک از این مردم معرف یک نیاز است و این نیاز چقدر فراوان است. بنابر این هروله مردم بدنبال کاروانی از خودورها برای هیچ دولتی مایه فخر و مباهات نیست. یعنی نباید باشد.
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.