هروله

تا بوده در این مملکت هرگاه رییسی و مسئولی قصد سفر به دیاری می کرد مردم آن دیار هر کدام بر اساس نیت و قصد و غرضی به استقبال می آمدند. برای این مردم تفاوتی هم نمی کرد که چه کسی سوار بر این مرکب است. این مردم بدنبال خودرو همه روسای دولتهای قبلی این کشور دویده اند. برای اینکه اینها بدنبال آمال و آرزوهایشان می دوند. شاید برخی از همین مردم نجیب نمی دانند چه کسی سوار بر مرکب است. اگر می خواهیم آمار نه چندان دقیقی از نیاز این مردم بدست آوریم کافی است به تعداد مردمی که برای استقبال به خیابان می آیند و تعداد نامه هایی که به رییس جمهور می دهند و نیز به تعداد مصوبه های دولت در سفرهای استانی توجه کنیم. هر یک از این مردم معرف یک نیاز است و این نیاز چقدر فراوان است. بنابر این هروله مردم بدنبال کاروانی از خودورها برای هیچ دولتی مایه فخر و مباهات نیست. یعنی نباید باشد.

خضريان

بچه هايي كه در مهر ماه 59 در اولين اعزام به كرخه رفته بودند وقتي برگشتند از خضريان نامي مي گفتند كه مثل كوه مي ماند و من از روزي كه نامش را شنيدم – بدون تعارفات معمول –  آرزوي ديدنش را داشتم. آنهايي كه در جبهه هاي كرخه و صالح مشطط وعنكوش و آنطرفتر حضورداشتند با نامش آشنايند. دكتر سريع القلم سر كلاس مي گفت گاهي وقت ها انجام و يا عدم انجام يك ملاقات مسير زندگي انساني را عوض مي كند و من امروز با اين نگاه به آشنايي با خضريان مي نگرم. من هميشه بدنبال بهانه اي براي گفتگو با ايشان بودم اما از او مي ترسيدم. شايد اين ترس ناشي از نوعي خجالت بود و يا اينكه من قائل به فاصله اي بودم كه بايد رعايت مي كردم. رد پايش را در وجب به وجب خطوط مقدم جبهه ها بخصوص جبهه هاي جنوب هميشه مي ديديم. روزي كه دهها تانك بر جاده خندق در مجنون مي زدند و مي آمدند اين خضريان بود كه با دست تير خورده آويزان بر گردن مي خنديد و فرمان مي داد و من كه آن روز ترس سراسر وجودم را فراگرفته بود با ديدن لبخندهاي خضريان جرأت يافتم. من بجز در يكي دو مورد كه يكي از آنها به شهادت سيد جمشيد مربوط مي شد هيچگاه گريه اين مرد را نديدم. روزي هم كه اتوبوس بلال را در ساحل بهمنشير زدند خضريان را خيلي آشفته حال ديدم. پس از سالها او را در شب تاسوعاي 88 ملاقات كردم. ملاقات با او هنوز هم برايم افتخار است.

خاکریزها - 2

مهمترین منظور ما از ذکرحادثه ها فراگیری درسهایی از آنها است. بارزترین نمونه آن " عاشورا " است که ما هر سال از آن یاد می کنیم و اگر- منبرها دست آدمهای باسواد باشد - به مرادمان می رسیم. برای اینکه عاشورا تکرار شدنی نیست. اگر غیر از این باشد بر آهن سرد می کوبیم. این در مورد دفاع مقدس هم صدق می کند. جای بسی خوشوقتی است که نگاه به دفاع مقدس علاوه بر شور و احساس به سمت علم و منطق هم پیش می رود. اما ضایعه بزرگ گرامیداشت دفاع مقدس در این چند سال عدم توجه کافی به برخی عناصر این حادثه است. بدیهی است که در این جنگ صد ها هزار نفر از بچه های این مردم بطور مستقیم در جنگ شرکت داشتند و تمام ملت ایران هم بطور غیر مستقیم در آن نقش داشتند برای همین برای پرکردن برنامه های صدا و سیما بقدر کافی عناصر انسانی وجود دارد. اما آیا این چهره هایی که در این مدت از جنگ و کوی ذوالفقاریه آبادان و اروند و بهمنشیر و یا از ادبیات و سینمای دفاع مقدس گفتند تمامی بضاعت ماست. من می گویم خیر. برای اینکه بسیاری دیگر هم هستند که در کارزار بوده اند اما نه تصویری از آنها می بینیم و نه صدایشان را می شنویم و ما مجاز نیستیم که جامعه را از این توان محروم کنیم.این است که من باز هم می نویسم باید با امثال عباس مهربانتر بود. این نه یک حس ترحم که یک وظیفه است.

خاكريزها - 1

هفته دفاع مقدس گويي به دهه دفاع مقدس گسترش يافته و صدا و سيما هم سنگ تمام گذاشته تا آن روزها را يادآوري كند. البته براي آنهايي كه آن روزها خاك جبهه را خوردند و به تمام معنا در جنگ بودند تاريخ جنگ هميشه ماندني و خواندني است و روزها كه سهل است ساعت به ساعت آن در ذهن آنها هميشه زنده است. مرامنامه امام در جنگ كه بخشي از آن را در پيامهاي ايشان درسالهاي آخر جنگ مي توان يافت بنيانهايي دارد كه عناصر جبهه رفته يكي از پايه هاي اين مرامنامه است. همان چيزي كه حاج كاظم در آژانس شيشه اي به فرزندش يادآور شد كه با امثال عباس مهربانتر باشيد. گراميداشت سالگرد دفاع مفدس با نشان دادن فيلم و خاطره بنوعي مثبت است اما اين فرهنگ ناب - نه فرهنگ فيلمهاي زنجيره اي اخراجي ها- بايد حلقه اتصال زنجيره وحدت جامعه باشد.اين حلقه همان فرهنگ پيشكسوتان شهادت و خون يعني فرهنگ مهرباني وعطوفت، گذشت، عزت نفس وبزرگ منشي و يا بقول دوستي فرهنگ لوطي گري باشد. مردم اين فرهنگ را دوست دارند. آنها بايد فرهنگ اين فيلمها را در جامعه ببينند. امسال اين خاكريزهايي كه من در اين فيلمها ديدم با خاكريزهاي سالهاي گذشته فرق مي كرد. اين برداشت من باعث تعجب نشود. وقتي اصول بديهي نظام و حكومت را مي شود براحتي تغييرداد پس مي توان از تغييرخاكريز فيلم ها هم سخن گفت. زماني امام فرمودند كه " مجلس دررأس اموراست"  اما امروز مي گويند ديگرنيست. زماني امام فرمودند " جنگ" مسأله اصلي كشوراست " و من آرزو مي كنم كه امروز نباشد. خدا كند غير مسئولانه به تحليل اصل خاكريزها نرويم.