درس غزه
دوستی می گفت هیتلر با یهودیها اینجوری رفتار نکرد که الان صهیونیستها دارند با مردم غزه رفتار می کنند. حوادث تلخ غزه یک درس بزرگ دارد. برو قوی شو اگر راحت جان طلبی- که در نظام طبیعت ضعیف پامال است. حماس و فلسطینی ها ضعیف نیستند اما دستشان خالی است.ولی این غربیها از ضعیف کشی لذت می برند. در طول تاریخ هم آنقدرعبرت و تجربه وجود دارد که ملتهای ضعیف یا به سمت تقویت خویش رفته اند و یا سبعیت نظام سلطه آنها را به سمت روشهای قهرآمیز سوق داده است. قرآن هم درست گفته که " و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه". حکومتهای غربی به این دلیل قدرتمند شده اند تا در نظام طبیعت از حقشان دفاع کنند. آنها فهمیده اند که اگر قدرت نداشته باشند می میرند برای اینکه آنها جنس خودشان را خوب می شناسند. برای اینکه بخشی از تاریخ آنها صرف جنگ با خودشان شده است. وضعیت جهان امروز زاییده قدرت گرفتن غرب است.قدرتی که هیچ قیدی ندارد. باور کنیم مردم در غرب مانند ماشین زندگی می کنند. این وجدانی که در غرب بخاطر مظلومیت غزه کمی بیدار شده بخش کوچکی از آن جامعه است. همین مردم متمدن اگر دقایقی چراغ راهنمایی سر خیابان خاموش شود چنان حق همدیگر را کف دستان یکدیگر می گذارند که با هیچ جای دیگر مقایسه نخواهید کرد. می خواهم بگویم که خیلی از ملتهای شرقی دبدبه و کبکبه غربیها را ندارند اما روح آزادگی دارند. اثبات آن کار سختی نیست. قضاوت شهروندان کشورهای شرقی مقیم اروپا بهترین گواه است.



این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.