باز هم جنگ
دریکی ازاین سایتهای خودی خبرمصاحبه سرداررحیم صفوی با روزنامه همشهری جوان نظرم را جلب کرد. وی در پاسخ به سوالی درخصوص ميزان حضورجوانان در جنگ احتمالي گفت: " احتمال اينكه جوانان زيادي عازم جبههها شوند را ميدهم و ..." خبر را اینجا آورده ام. من نمی دانم چرا برخی خبرنگاران وقتی با یک مقام نظامی مصاحبه می کنند جوگیرمی شوند و فکر می کنند که سال ۵۹ است و چرا برخی نظامیان هم همین اشتباه را می کنند. شرایط امروز کشورما حساس است. این را همه می دانند. همه مردم هم تا حدودی نگران شعارها و تهدیدات جنگی اسرائیل و آمریکا هستند. اما علیرغم این تهدیدات دارند زندگی می کنند و شبها فقط غصه نان فردا را دارند و بس. اینکه یک مقام نظامی براحتی در مورد حضورجوانان در جنگ احتمالی سخن می گوید نگران کننده است. مگر قرار است بطور جدی جنگی اتفاق بیفتد و این جبهه ها کجا هستند که آقای صفوی احتمال حضور جوانان زیادی را در جبهه ها می دهد. اگر واقعا خطر احتمال جنگ وجود دارد پس چرا بخشی از فرمانده هان رده بالای دوران جنگ لباس نظامی را درآوردند و کت و شلوار سیاست پوشیده اند. درتمام ژستهای نظامی و تهدیدات اسرائیل و آمریکا و پاسخهای ما هیچ نشانی از نیروی انسانی وجود ندارد. خود آقای صفوی می دانند که هیچیکس ازتعداد نیروی انسانی و داوطلبان بعنوان یک برگ برنده سخن نگفته است. برای اینکه اشغال خاک موضوع تهدید غربیها نیست. آنها دیوانگی نخواهند کرد. آنها از توان موشک شهاب سه نگرانند و درعوض تحویل بمبهای هوشمند بتن شکن را به اسرائیل تبلیغ می کنند.مضطرب کردن مردم به بهانه اینکه ممکن است اتفاقی بیفتد وظیفه هیچکس نیست. راههای دیگری هم برای هوشیارکردن مردم وجود دارد.
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.