تحویل سال
تا تحویل سال حدود ۳۵ دقیقه باقی است. فردا هم اولین روز فروردین است. از مدتها پیش مثل همه این سالها وقتی تیک تیک ساعت به سمت پایان سال می رود اضطراب و دلتنگی بیشتری سراغم می آید. نمی دانم ولی انگار جاذبه کسی یا چیزی مرا به سمت خودش می کشاند. هیچگاه هم نتوانستم خودم را از آن رها کنم. پشت سرم را که می نگرم حوادث سخت و تلخ و شیرین و پیش رویم نیز همانها را دوباره اما بنوعی دیگر می بینم. گویی من سفیر گذشته ها به آینده هستم و در این راه فقط شاهدی بیش نیستم. اینک به دقایق آخر سال می رسیم و کسی نمی داند که آخر دنیای هر کسی چه ساعتی است ناگزیرم که خیلی از بار امسال را سال آینده نیز تحمل کنم. دعا می کنم که سال آینده میزبان آرامش باشیم.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۷/۱۲/۳۰ ساعت 14:50 توسط مهر
|
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.