در طول سی سال گذشته ما از داشته های خویش چنان موجود مقدسی ساخته بودیم که حاضر بودیم در هر شرایطی از آن دفاع کنیم. حتی به قیمت جدل با دوستانمان بگونه ای که روابط خود را بر اساس جهت گیریهای سیاسی آنها تنظیم می کردیم.هر جا بحث می شد ما همیشه این طرف بودیم. وقتی می گفتند لشکر بیکاران از تعداد کل نیروهای لشکرهای سپاه در جنگ بسیار بیشتر شده می گفتیم تبعات و آسیبهای پس از جنگ است. هر وقت می گفتند اعتیاد دارد ریشه این مملکت را می خورد و جوانان با پرداخت کمترین هزینه و در کوتاهترین زمان به مواد مخدر می رسند و بسیاری از خانواده ها به روز سیاه نشسته اند می گفتیم سیاه نمایی است. هر وقت می گفتند پدیده زنان خیابانی تصویر زشتی از شهرهایمان به نمایش می گذارد می گفتیم اینها حرف ضد انقلاب است. وقتی می گفتند حیف از آن بچه هایی که روی مین رفتند و دل پدر و مادرانشان را کباب کردند می گفتیم آنها بر خوان نعم الهی مهمان شدند. ما برخی مواقع مغرورانه و تنها با احساس دفاع می کردیم و نمی خواستیم بر گذشته خود خط بکشیم. اما در خلوت خویش وقتی دفاع خودمان را در برابر انتقادات دیگران مرور می کردیم پاسخی نداشتیم. ما حتی نمی توانستیم خودمان را قانع کنیم. اکنون من در برابر نامه های آقای کروبی و شرح پلشتی های ایمان سوز چیزی برای گفتن ندارم برای اینکه این فجایع نه تبعات جنگ است٬نه کروبی ضد انقلاب است همانگونه که دیگران نیز نبودند و نه او بدنبال سیاه نمایی است همانگونه که دیگران نبودند.اینها بخشی ازواقعیات جامعه ماست که اگر انکار کنیم خود را فریب داده ایم. ما در این چند سال در برابر انتقادات و طرح مشکلات نهانی این نظام مقدس آنقدر دلیل آورده ایم که از شنیدن بهانه های همیشگی خسته می شویم.دیروز دوستی می گفت اکنون در برابر تبلیغات خارجیها چه بگوییم؟ گفتم خارجیها حقی برای پرسش ندارند تمام دغدغه من این است که جواب خودمان را که اینهمه سال بدون اخذ مجور از وزار کشوربا حضور در کوچه و خیابان وکیل مدافع نظام شده بودیم چه بدهیم. گمان می کنم که گردنه های سختی بر سر راه انقلاب ایجاد شده که باید با تأسی از روش امام از آنها عبور کنیم.