زبانها و قلمهای خانه خراب کن
1- چندین سال پیش در یکی از روزنامه های تهران مطلبی از روش و منش حضرت امام ( ره ) خواندم که نامه ای را از پیرزنی نیازمند دست ایشان دادند. امام پس از خواندن این نامه می فرمایند این موضوع به من مربوط نیست. مرجع کمک به این افراد مشخص است....
2- ما وقتی از اجرای قانون سخن می گوییم دیگر نباید آنقدر استثنا بر آن وارد کنیم که چیزی از آن باقی نماند. قانون برای همه است. یکی از وظایف دولت تأمین امنیت است. قانون ابزار آن را نیز مشخص کرده است. پلیس برای همین کار ایجاد شده است. در جریان حوادث اخیر، برخی صاحبان تریبونها بدون توجه به پیامد گفتارشان بگونه ای از " پایان صبر مردم " و اینکه " خود مردم وارد صحنه می شوند " سخن گفتند که گویی یادشان رفته قانونی هم وجود دارد. چگونه می شود به حضور عده ای - کم یا زیاد - در خیابانها به بهانه اجتماع غیر قانونی و بدون مجوز انتقاد کرد اما در آن واحد برای مقابله با این عده که از همین مردم هستند از مردم دعوت کرد که خودشان تکلیف اینها را مشخص کنند. چگونه حضور دو طیف در خیابان یکی قانونی و دیگری غیر قانونی می شود. مردم بصورت مستقیم مسئول حفظ آرامش و امنیت جامعه نیستند.حیطه بندی وظایف برای همین است که مدیریت جامعه هرکه به هرکه نشود. صاحبان تریبونها حق ندارند در کلام خود مبلغ اقدامات غیرقانونی شوند و برای ایجاد موج از احساسات مذهبی مردم و شبیه سازی تاریخ اسلام و جنگ جمل و مقابله عایشه و طلحه و زبیر با علی ( ع ) کمک بگیرند. ایجاد تنش در جامعه فقط حضور در خیابان نیست. برخی قلمها و زبانها چنان خانه خراب را می کنند که هیچ مهندسی توان بازسازی آن را نداشته باشد.
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.