هادي نادي
هادي نادي سراجي زمان جنگ غرور خاصي داشت . الانش را نمي دانم. اما به همان ميزان لوطي و مهربان بود. الانش را مي دانم. سالها پيش كه او را ديدم در گفتگوي مختصرمان اين را درك كردم. اما همين غرورش بود كه او را با خضريان كمي به حالت قهر و قهر كشي كشاند. وقتي خضريان در عمليات بدر به دلايلي در چيدن نيروهاي موج اول جايي براي هادي در نظر نگرفت هادي خيلي دمق شد و به حسن معتمد نيا پيغام داد كه من از- بقول امروزيها- ارنج تيم ناراحتم. وقتي خضريان ديد كه هادي خيلي ناآرام شده پيام داد كه دربلم او سوارشود. اين هم براي هادي افتخار بود. وقتي هم كه در نهر نينوا از كنارمان رد شد خوشحالي اش را به رخمان كشيد.
نحوه مجروح شدن هادي هم حکایتی است. آنقدر پشت دوشكا ماند و شليك كرد تا يك گلوله تانك نثارش كردند. البته اين دوشكا هم قصه اش خواندني است كه من اينها را در دفاترم نوشته ام. وقتي كه گلوله تانك زير دوشكا منفجرشد نمي دانم ما چگونه خودمان را به او رساندیم و هادي و يكي دو تا از دوستان را در پتو پيچانديم و سوار قايق كرديم. همين آدم مغرور فقط فرياد مي زد " آخ سوختم " . تهران كه ديدنش رفتم خيلي نحيف شده بود. گفتم آنقدر قلدري كردي تا نقره داغت كردند. قصه جالبي گفت. گفت وقتي سواربرتخت امداد هواپيما خوابانده بودند به مأمور امداد گفتم من از طبقه دوم ناراضي ام. مرا پايين بگذاريد. طرف هم گفت بخواب. بار دوم گفتم باز گفت بگير بخواب. بار سوم كه گفتم مأمور امداد كه حسابي درگيرمجروحان بود داد زد مگر نگفتم بگير بخواب. هادي گفت وقتي اينجوري جوابم را داد گفتم چرا اينجوري با من حرف مي زني بلند شوم از هواپيما پرتت كنم بيرون. مأمور امداد خنديد و گفت آخه نه چشم داري. نه دست داري. نه قيافه اي برايت مانده تو چگونه مي خواهي مرا به بيرون پرت كني. هادي گفت ديدم درست مي گويد ساكت شدم. بعد از کربلای ۴ هم که در بیمارستان نمازی شیراز به عیادتش رفتم نتوانست نقش یک مجروح خندان را بازی کند. یک " پا " برای هادی همه چیز بود. هفته بسيج بهانه اي شد تا از شهيد حسن معتمد نيا نيزكه همراه با ديگران در كنار بهمنشير ماندگار شد يادي كنم.
این "دست نوشته ها" ی من است. خط مطالعاتی خاصی را دنبال نمی کند که اگر می کرد بهتر بود. بدلیل علاقه ام ممکن است از موضوعات مختلف بنویسم. آنچه را که نمی دانم جز از موضع سئوال طرح نمی کنم. اگر چه این نوشته ها را صرفا برای بقای رابطه من با قلم می نویسم اما از نظر دوستان و خوانندگان محترم نیز در اصلاح نوشته هایم بهره می برم.